شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٥٩ - حمله بردن اين جهانيان بر آن جهانيان و تاختن بردن سينور ذر و نسل، كه سر حد غيب است و غفلت ايشان از كمين كه چون غازى به غزا نرود كافر تاختن آورد
حمله بردن اين جهانيان بر آن جهانيان و تاختن بردن سينور ذر و نسل، كه سر حدِّ غيب است و غفلت ايشان از كمين كه چون غازى به غزا نرود كافر تاختن آورد
|
حمله بردند اسپه جسمانيان |
جانبِ قلعه و دِزِ روحانيان |
|
|
تا فرو گيرند بر دَر بندِ غيب |
تا كسى نآيد از آن سو پاك جَيب |
|
|
غازيان حمله غزا چون كم بَرند |
كافران بر عكس حمله آورند |
|
ب ٢٤٤٢- ٢٤٤٠ سينور: در لغت نامه «سينور دژ» (تركى) سرحد معنى شده و به غياث اللغات و آنندراج ارجاع كرده است. در آنندراج آمده است «سنودژ» به معنى سرحد كه فاصله باشد ميان دو ولايت و اين تركى است. «سنور» لغتى است تركى كه احتمالًا از يونانى وارد زبان تركى شده است. در دُرّه نادره چنين آمده است: «مصطفى پاشا والى موصل را با دو نفر از علماى اعلام براى تبريك ... و تحديد سنور به درگاه نادرى ارسال ...» (درّه نادره، ص ٦٠٠) و نيز: «قبل از ورود موكب نادرى به حد و سنور، ستور عسكر عثمانى طريق اجتياز نپويد.» (همان كتاب، ص ٦٠٨) اين واژه در عالم آراى نادرى چندين بار آمده و مصحح در فهرست اصطلاحات ديوانى نوشتهاند: «سنور در تركى عثمانى بر گرفته از زبان يونانى به معنى مرز.» (عالم آراى نادرى، دكتر محمد امين رياحى، ص ١٢٢٢) مجدداً از دوست فاضل ارجمند آقاى دكتر رياحى، مصحح كتاب، خواستم تحقيق بيشترى كنند. و نتيجه مراجعه ايشان اين است: «سنور» در لغت روم غربى، كناره هر چيز و سرحد است. (بيوك ترك لغتى) ذر: انقروى آن را ولد و ذُريَّت معنى كرده است، ليكن در فرهنگها بدين معنى نيامده، بعض شارحان آن را اصلاب و ارحام گرفتهاند و بعضى «ذَر» (مخفف ذُريّت) و در بعض نسخهها «دِزِ نسل» آمده. از ميان اين احتمالها «ذرّ» به معنى مصطلح آن مناسب تر است. (سينور ذر: سرحد عالم ذر كه جز خدا كسى از آن آگاه نيست.) كه: وَ يَعْلَمُ ما فِي