شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٩٨ - امير كردن رسول
قِيامُ الصّافون: ايستادن صف كشندهها. گرفته از قرآن كريم است در وصف فرشتگان: وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ. (صافات، ١٦٥) گفتار تعالوا: خطابى است كسانى را كه تربيت مردم را عهده دارند. وظيفه راهنماست كه پيوسته تربيت نيافتگان را بخواند، هر چند آنان در پذيرش كوتاهى كنند.
مِس: استعارت از گمراه، معاند.
نفير: گريزان.
إنَّ اللَّه يَدعُو: گرفته از قرآن كريم است: وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ. (يونس، ٢٥) در بيتهاى گذشته نخست سركشان را اندرز داد كه دعوت پيمبران براى رهايى آنان از تباهى است، ور نه خود سودى از اين دعوت نمىبرند، سپس به دعوت رسول ٦ در قرآن كريم اشارت فرمود كه مردم را بخواند و از سر باز زدن چند بىتمكين ملول نشود.
در اين بيتها، به گونه گون بودن مردم اشارت مىكند و مىگويد چنان كه فرشتگان هر يك دسته اى جدايند، و چنان كه كودكانِ مكتب خانه هر يك استعدادى خاص دارند، مردم نيز چنيناند بعضى را گوش شنواست و دين را مىگزينند و بعضى كرند پى شيطان را مىگيرند. راهنما بايد از سركشان ملول نگردد، باشد كه كيمياى نفس او مس وجود آنان را مبدل گرداند.