شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٢٠ - تفسير يا أيها المزمل
الْماكِرِينَ. (آل عمران، ٥٤) آلاچق: آلاجوق. آلاچيق (تركى) سراپرده، خيمه.
|
در غيب جهان بىكران ديدم |
آلاجق خود بدان كران بردم |
|
(ديوان كبير، ب ١٦٢٤٣) نرّه پيلان: استعارت از اوليا و راهنمايان.
صرصر: باد تند.
اسرافيل وقت: كنايت از راهنما.
|
هين كه اسرافيل وقتاند اوليا |
مرده را ز ايشان حيات است و نَما |
|
١٩٣٠/ ١ (نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٩٣٠/ ١) قيامت نك منم:
|
ور بدانندى جزاى رستخيز |
چون زنندى خويش بر شمشير تيز |
|
|
بر تو مىخندد مبين او را چنان |
صد قيامت در درونستش نهان |
|
٣٠٩١- ٣٠٩٠/ ٢ در احاديث مثنوى (ص ١١٧- ١١٨) دو روايت در توجيه اين بيت آمده است كه چندان تناسبى ندارد.
جوابُ الأَحمق سكوت: مثلى است مشهور: «جواب احمقان خاموشى است.» (امثال و حكم) وقت خرمنگاه شدن: هنگام افادت رسيدن براى شرح و تفصيل. (وقت افادت است، اما شرايط آن موجود نيست.) روز بىگاه شدن: كنايت از نامساعد بودن شرايط.
مخاطب اين بيتها رسول اكرم ٦ است و مطلب آن دنباله تفسير «يا أيُّهَا المُزَّمِّل»، و اينكه مكر كافران و طاغيان را وقعى نبايد نهاد و سزايشان را به خدا كه «خَيرُ الماكِرين» است بايد وا گذارد. سپس به نكته اى اشارت مىكند كه در مطاوى مثنوى چند بار بدان اشارت كرده است، دعوت پيمبر و ولى چون نفخ صور است، و چنان كه صور اسرافيل مردگان را بر مىانگيزاند. اين دعوت نيز بىخبران و مرده دلان را متنبّه مىگرداند.