شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٥١ - خبر يافتن جد مصطفى عبد المطلب از گم كردن حليمه محمد را
صورتهاى گونه گون در مىآورد، حق تعالى از خاكى كه مسَخّر فرمان اوست، كسانى را بر مىانگيزاند كه شهره آفاقاند. ظاهرشان چون ديگران و روح آنان بالاتر از هفت آسمان.
|
اين فضيلت خاك را ز آن رو دهيم |
كه نواله پيش بىبرگان نهيم |
|
|
ز آن كه دارد خاك شكل اغبَرى |
وز درون دارد صفات أنورى |
|
|
ظاهرش با باطنش گشته به جنگ |
باطنش چون گوهر و ظاهر چو سنگ |
|
|
ظاهرش گويد كه ما اينيم و بس |
باطنش گويد نكو بين پيش و پس |
|
|
ظاهرش مُنكر كه باطن هيچ نيست |
باطنش گويد كه بنماييم بيست |
|
|
ظاهرش با باطنش در چالشاند |
لاجرم زين صبر نصرت مىكشند |
|
|
زين ترش رو خاك صورتها كنيم |
خنده پنهانش را پيدا كنيم |
|
|
ز آن كه ظاهر خاك اندوه و بُكاست |
در درونش صد هزاران خندههاست |
|
|
كاشِفُ السّريم و كار ما همين |
كين نهانها را بر آريم از كمين |
|
|
گر چه دزد از منكرى تن مىزند |
شِحنه آن از عَصر پيدا مىكند |
|
|
فضلها دزديدهاند اين خاكها |
ما مُقِرّ آريمشان از ابتلا |
|
ب ١٠١٥- ١٠٠٥ نواله: لقمه، اندك خوراكى، و در بيت مورد بحث نعمت وجود پيمبر است.
بىبرگ: بىنوا. كنايت از عامّه مردم كه نياز به راهنمايى رسولان دارند.
اغبر: تيره.
بيست: مخفف بايست! بپاى. صبر كن! نصرت كشيدن: پيروزى به دست آوردن. با رياضتها كه مىكشند و سختىها كه تحمل مىكنند نصرت خدا را متوجه خود مىسازند كه: إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ. (محمد، ٧) كاشف السِّر: آشكار كننده نهانى.
عَصر: فشردن.
مضمون بيتها تصويرى از سر ظهور رسول ٦ است و از نبرد جسم و جان كه در اين بيتها، برون و درون خاك، رمز آن دو است. برون خاك تار درونش زرِّ عِيار،