ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٦٢٥ - باب ٦٥ بعضى مراثيى كه در باره حضرت رضا
٤٩- دو دست من با آن شمشير در باره دشمنان در ميان شما ظاهر آيد، در حالى كه لبانم تشنه باشد و سيراب نگردد تا آنكه بمقصود خود برسد.
٥٠- آرى قبور شما خاندان، مرا بجوش و خروش مىآورد، در حالى كه ديگران را پرچمهاى افراشته بر خيمهها بخروش مىآورد.
٥١- هر كس به ثناگوئى و چكامهسرائى براى مالداران و توانگران ميكوشد و افتخار مينمايد، ولى من بمدح گوئى و ثناخوانى شما اهل بيت عشق ميورزم و فخر ميكنم.
٥٢- و به ابو الحسن علىّ بن موسى عليهما السّلام آن را اهداء ميكنم، تا مورد پسند افتد و افكار و انديشهها از آن لذّت برند.
٥٣- اين هديّه ناقابل را از اين چاكر و بنده ناچيز خود «ضبّى» بپذير، آنكه او در دوستى و محبّت شما خاندان هر نكوهش و ملامت و سرزنشى را با جان و دل ميپذيرد و شكوهاى ندارد.
٥٤- اگر نسبت به مدحتت حقّ خدا را رعايت نمودم از براى آنست كه ميدانم مهمان را بر ميزبان حقّى است اگر چه بتأخير اندازد.
٥٥- پس قبول اين مهماندارى را از جانب نيّت و قصد من بپذير، نه از آنچه گفتم، كه اگر همان قصد من قبول گردد من به نتيجه دلخواهم رسيدهام.
٥٦- اگر ديگران به تعليم و آموختن، دوستى شما را درك كردهاند، امّا من