ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٦ - باب(٣١) آنچه از حضرت رضا
عليهما السّلام فرمود: دو تن مرافعهاى را نزد علىّ بن ابى طالب ٧ بردند، يكى از آن دو بديگرى شترى را باستثناء سر و پوست فروخته بود، سپس تصميم گرفت آن را نحر كند (سر برد)، حضرت حكم فرمود كه آن مرد بقدر سر و پوست با او شريك است.
شرح: «يعنى فروشنده پس از فروش، رأيش بر اين قرار گرفت كه شتر را نحر كند و كرد، امام فرمود: تنها در پوست و سر آن حيوان با مشترى شريك است و بايد فرض كنيم كه اين شتر نحر شده، سر و پوستش را جدا كنند و قيمت نمايند و گوشت آن را قيمت نمايند و نسبت ميان دو قيمت را بنا بر چند چندم بدست آورند، شتر زنده را قيمت كنند و بهمان نسبت سهم هر يك را از قيمت نكشته معيّن سازند اين يك معنى، و ممكن است دعوا براى اين بوده كه مشترى ميخواسته شتر را نحر كند و بايع كه سر و پوست را نفروخته مانع ميشده و بيع هم لازم بوده، حضرت فرموده كه شتر از آن مشترى است و مختار است، و تنها سر و پوستش مربوط به بايع است».
١٥٤- و بهمين اسناد از آن حضرت روايت كرده كه حسين بن علىّ عليهما السّلام داخل مستراح شد و لقمهاى افتاده بوده آن را به غلامش سپرد و گفت: چون من بيرون آمدم مرا متذكّر نما، غلام آن را خورد، و وقتى امام بيرون شد فرمود: اى غلام آن لقمه كو؟ غلام گفت: آن را خوردم اى مولاى من! حضرت فرمود: تو در راه خدا آزادى، مردى پرسيد: سرور من آيا او را آزاد نمودى؟ فرمود: آرى از