ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٥٣ - باب ٥٤ معرفت و آگاهى آن جناب
آر، من دستم را پيش بردم حضرت دست خويش را بر آن بماليد و بر آن آب دهان گذارد، آنگاه فرمود: شبها غذا مخور، من هم تا توانستم شبها غذا نخوردم و (هر گاه) غفلت (مى) كردم و شب چيزى ميخوردم آن ناراحتى عود ميكرد.
٢- پدرم- رضى اللَّه عنه- بسند مذكور در متن از داود بن قاسم جعفرى روايت كرد كه گفت: من با حضرت رضا ٧ هم غذا ميشدم، گاهى بزبان صقلبىّ و فارسىّ بعض غلامان خود را ميخواند، و بسا ميشد كه من غلام خود را براى كارى نزد آن حضرت ميفرستادم و با زبان فارسى تكلّم ميكرد، و حضرت ميدانست، و بعض اوقات فهم كلام عجمىّ بر غلامش گران مىآمد و ٧ خود براى غلام توضيح ميداد.
٣- احمد بن زياد همدانىّ- رضى اللَّه عنه- بسند مذكور در متن از ابو الصّلت هروىّ روايت كرد كه گفت: حضرت رضا ٧ با افراد بزبان خودشان گفتگو ميكرد، و بخدا قسم فصيحترين مردمان و عالمترين اشخاص بهر زبان و لغتى بود، روزى بحضرتش عرضكردم: يا ابن رسول اللَّه! من در