ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٤٧ - باب ٥٠ اثبات حجيت آن حضرت به اجابت دعايش در حق آل برمك
هارون مانند اين دوئيم- و انگشتان خود را بيكديگر چسبانيد-! مسافر گويد:
بخدا سوگند من معنى اين كلام را نفهميدم تا زمانى كه او را در جنب هارون بخاك سپردند.
٣- عبد الواحد بن محمّد بن عبدوس نيشابورىّ بسال ٣٥٢ بسند مذكور در متن از موسى بن مهران روايت كرد كه: از جعفر بن يحيى شنيدم كه ميگفت:
عيسى بن جعفر بن هارون هنگامى كه از رقّه به مكّه ميرفت ميگفت: سوگندى را كه در باره آل ابى طالب خوردهاى فراموش نكن، تو قسم خوردى كه اگر احدى پس از موسى بن جعفر ادّعاى امامت كند گردنش را بزنى، اينك اين علىّ بن موسى پسر او است كه مدّعى امامت است، و در باره وى همان گويند كه در باره پدرش ميگفتند، هارون نظرى تند بوى كرد و گفت: چه ميگوئى، نظرت چيست؟
ميخواهى همه را بكشم! موسى بن مهران گويد: چون من اين را شنيدم نزد آن حضرت رفته جريان را گفتم، امام ٧ فرمود: من چه كار بآنان دارم؟ بخدا سوگند قدرت آن را ندارند