ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ١٦٨ - باب ٣٢ آنچه از امام هشتم
حوض كوثر ممنوع ميشوند، چنان كه اشتران غريب را از آبشخور ميرانند و مانع ميشوند، و من مىگويم: پروردگارا! اصحابم؟! اصحابم؟، يعنى اينها ياران منند، من آنان را ميشناسم، بمن پاسخ داده مىشود كه: تو نميدانى پس از تو چه حوادثى ايجاد كردند. و ايشان را گرفته و رو به جانب چپ ميبرند (بسوى أصحاب الشّمال)، و من ميگويم:
«بعدا لهم و سحقا»
دورى باد آنان را و نابودى باد ايشان را. آنگاه حضرت رضا ٧ فرمود: آيا اين گفته رسول خدا ٦ براى كسى است كه تغيير و تبديل در دين نداده است؟ ٣٤- و بهمين سند از احمد بن محمّد بن اسحاق طالقانىّ از پدرش روايت كرده كه گفت: شخصى در خراسان سوگند ياد كرد كه زنم مطلّقه و بر من حرام باشد اگر راست نگويم كه معاويه از اصحاب رسول خدا ٦ نبود!- و اين در هنگامى بود كه حضرت رضا ٧ در خراسان بود، فقهاى آنجا و اطراف فتوا دادند كه زنش مطلّقه است- و از آن حضرت پرسيدند، فرمود: زنش مطلّقه نيست. فقها جمعا نامهاى نوشتند و بآن جناب ارسال داشتند كه در آن نوشته بود: از كجا و به چه دليل گفتهاى آن زن مطلّقه نيست اى پسر رسول خدا؟! حضرت در كنار نامه آنان مرقوم فرمودند كه: اين را از روايتى كه خودتان نقل كردهايد از ابو سعيد خدرىّ كه رسول خدا ٦ بعد از فتح مكّه بكسانى كه در