ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٦١٨ - باب ٦٥ بعضى مراثيى كه در باره حضرت رضا
١- شهر طوس را چه شده است، خدايش گرامى ندارد، هر روز گوهرى گرانبها و نفيس را ميربايد و فرو ميبرد.
٢- ابتدا رشيد را شكار كرد و سپس على بن موسى را[١]- عليهما السّلام-.
٣- نه امامى عادى را بلكه امامى كه بمانند جمله امامان ديگر فضل و برترى و عظمت داشت، و سعد روزگار بواسطه از دست دادن او مبدّل به نحسى گشت.
و در كتاب محمّد بن حبيب ضبّى اين اشعار را يافتم:
١- قبرى در طوس است كه امامى در آن مدفون است، و زيارت او بر ما حتمى و لازم است.
٢- قبرى است كه دار السّلام بهشت بدان بر پا است، و يا آنكه محل درود و سلام است، و هر روز مرتب تحيّت و سلام بدان اهداء مىگردد.
٣- قبريست كه انوارش سر بآسمان كشيده و ديده نابينا را نور، و خاك كويش، مرضها را شفا مىبخشد.
٤- قبرى كه رسول خدا و وصيّش را در ديده مؤمن زائرى كه در آنجا توقّف كند
[١]- ابو محمد يزيدى يا هر كس كه اين مرثيه را گفته قطعا حق و باطل را نمىشناخته چون هم رشيد را كه براى نافرمانى و خيانت يكتن، جعفر برمكى، ريختن خون همه برامكه را حلال ميداند گوهرى گرانبها ميداند، و هم علىّ بن موسى عليهما السّلام را كه خداوند رحمة للعالمينش قرار داده است؟!!