ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٨٥ - باب ٥٩ عللى كه بموجب آن مأمون حضرت رضا
كند، و بعد از اين ديد آنچه ميخواست نشد، بلكه بعكس موقعيّت آن حضرت ٧ در دل مردم بالاتر رفت و افزون شد، (پس از آن) علماى علم كلام و دانشمندان عقايد مختلف را از كشورها براى بحث با آن حضرت و مجاب كردن او كه موجب سرشكستگى او در ميان علما باشد، و بدين سبب نقص و كمبودش نزد مردم عامى آشكار شود و از قدرش بكاهد، آنان را به بحث با آن جناب دعوت كرد، و هيچ كس از مخالفان از گروههاى مختلف دينى؛ چه از يهود و چه از نصارى و چه از ستاره پرستان، و برهمائيان هندويى يا هندى و ملحدان و دهريان، و صاحبان مذاهب مختلف اسلامى، در مباحثه با او تاب نياورده و همه را با دليل و برهان الزام نمود و بر جملگى آنان غالب آمد، تا آنجا كه همه ميگفتند او از مأمون بخلافت اسلامى سزاوارتر است، و خبرگزاران اين مسأله را كه سخن روز شده بود بگوش مأمون رسانيدند، و وى از اين رو در خشم شده و بر آشفت و حسدش شدّت يافت، و از سوى ديگر حضرت از مأمون باكى نداشت و حقّ را صريحا مىگفت، و اكثر اوقات جوابى به سؤال مأمون ميداد كه خوشايند او نبود، و (مأمون نيز) بر او خشم ميگرفت و كينه او را در دل پنهان ميداشت و اظهار نمىكرد، و چون از هر حيله در امر آن حضرت