ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٠٢ - باب ٤٧ ذكر اخبارى كه دلالت بر امامت آن حضرت دارد
بگو: خاندان تو اجتماع كردهاند، و دوست دارند كه شما با آنان باشى، اگر صلاح ميدانى بدينجا آى، گويد: من نزد آن حضرت به «حمراء الأسد[١]» رفته و در آنجا خدمتش رسيدم و پيام محمّد را كه مرا به ابلاغ آن فرستاده بود به ايشان عرضكردم، فرمود: سلام مرا باو برسان و بگو بيست روز كه گذشت من خواهم آمد، من بازگشتم و پاسخ حضرت را به محمّد ابلاغ نمودم، چند روزى گذشت و چون هجدهمين روز از روز ابلاغ رسيد «ورقاء» مأمور جلودي آمد و با ما بنبرد پرداخت و ما را منهزم ساخت و من بسوى «صورين[٢]» فرار كردم كه ناگهان شنيدم هاتفى مرا خطاب كرده گفت: «يا أثرم! من باو رو كردم ديدم ابو الحسن ٧ است، و ميگويد: بيست روز گذشت يا نه؟» و وى محمّد بن سليمان بن داود بن حسن بن حسن بن علىّ بن ابى طالب عليهما السّلام است.
مترجم گويد: «ضمير «عليه» در جمله «فاجتمع عليه اهل بيته» ظاهرا به محمّد بن سليمان بر ميگردد، و لكن بنا بر نوشته مورّخين وى از جانب ابو السّرايا كه با محمّد بن ابراهيم طباطبا بيعت و مشاركت در خروج كرده بود مأمور شد بسوى مدائن رود و از جانب شرقى ببغداد حمله برد، و شايد مراد محمّد بن ابراهيم طباطبا كه با او بيعت كردند باشد، و در خبر سقطى رخ داده باشد».
[١]- مكانى است در هشت ميلى مدينه، و آن مسيرى بود كه پيامبر ٦ در روز احد براى تعقيب مشركين از آنجا گذشت.
[٢]- موضعى در نزديكى مدينه ميباشد.