ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٠٠ - باب ٤٧ ذكر اخبارى كه دلالت بر امامت آن حضرت دارد
امير المؤمنين تعبير ميكردند، و با او بخلافت بيعت كرده بودند، حضرت رضا ٧ در مكّه بر او وارد شد، و گفت: اى عمو جان پدر و برادرت را تكذيب مكن، امر خلافت تو سرانجام نخواهد داشت، و اين بگفت و بيرون آمد و من بهمراه او بودم تا بمدينه آمدم، اندكى گذشت كه جلودىّ صاحب منصب لشكرى با افرادى بدان جا رفته و لشكر او را هزيمت داد، و او ناچار امان طلبيد، و لباسى سياه در بر كرده، بمنبر رفت، و خود را از خلافت خلع كرد و گفت:
اين امر مربوط به مأمون ميباشد، و سهمى در آن براى من نخواهد بود، و آنگاه بسوى خراسان رهسپار شده و در گرگان از دنيا رفت.
مترجم گويد: «محمّد بن جعفر فرزند امام صادق ٧ است و كنيه او ابو جعفر بوده، گفتهاند مردى عابد و زاهد بوده و در تمام يازده ماه از سال يك روز در ميان روزه بود، و در ميان خويشان و قبيله خود محترم و با عزّت ميزيسته، و در سال ٢٠٣ در ماه شعبان در گرگان بدرود حيات گفت، و گويند: مأمون بر او نماز خوانده است. طبرىّ در تاريخ خود گويد هنگامى كه حسين بن حسن علوىّ با ياران خود از اهل بيتش ديدند كه مردم از روش صحيح دين منحرف گشتهاند، و خبر قتل ابو السّرايا را شنيدند، و اينكه طالبيّين را از كوفه و بصره و شهرهاى عراق بيرون كردهاند، و حكومت و قدرت باز بدست بنى العبّاس افتاده، اطراف محمّد ابن جعفر را گرفته و نزد او گرد آمدند، و گفتند: تو خود مقام و موقعيّت