ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٠١ - باب ٤٢ در نقشه ريزى مأمون براى دور كردن مردم از حضرت رضا
شرف بخشيدى[١]، و انتقام گير از آن كس كه بر من ستم روا داشته و مرا سبك ساخته و پيروان مرا از در خانه من رانده است، تلخى خوارى، و خفّت را بدو بچشان چونان كه او بمن چشانيده است، و وى را از درگاه رحمت و كرمت دور ساز، آنچنان كه چرك و پليدى و آلودگى دور ريخته و زدوده مىشود.
ابو الصّلت عبد السّلام بن صالح گويد: امام دعاى خود را هنوز تمام نكرده بود كه زلزله در شهر افتاد و شهر بهم خورد و فرياد و فغان اوج گرفت و نعرهها بلند شد، و گرد و غبار برخاست، و غوغاى شديدى در شهر افتاد، ولى من از جاى خود حركت نكردم تا مولايم سلام نماز خود را گفت، آنگاه رو بمن كرده فرمود: اى ابو الصّلت ببالاى بام رو و از آنجا بيرون و جاده را بنگر، (و در آنجا:) زنى ناپاك كه دائما بفكر آويختن بمرد اجنبى و اين و آن است و فرياد مىكند را خواهى ديد، زنى كه اشرار را تحريك ميكند و جامه چركين بر تن دارد، و اهل اين شهر او را «سمّانه» مىگويند (يعنى چاق و فربه، گوشتالو) بجهت كندفهمى و بلاهت، و بىشرمى و گستاخى و پردهدرى او، و بشاخهاى از نى
[١]- مراد وجوب صلوات است بر رسول خدا در نماز به حكم آيه مباركه إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً.