ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٩٩ - باب ٤٢ در نقشه ريزى مأمون براى دور كردن مردم از حضرت رضا
مجالسى علمى مربوط به اصول دين و مذهب تشكيل ميدهد و مردم فريفته مقام علمى او شدهاند، مأمون محمّد بن عمرو طوسىّ حاجب خود را مأمور كرد كه مردم را از شركت در اين مجالس مانع شود، و آن حضرت را احضار كرد و چون چشمش به او افتاد پرخاش نموده و بىاحترامى كرد، امام ٧ از نزد مأمون با حالى آشفته و ناراحت بيرون آمد و لبهاى مباركش را حركت ميداد و ميگفت:
سوگند بحقّ مصطفى و مرتضى و سيّدة النّساء كه او را نفرين ميكنم بقسمى كه يارى خداوند را از او برميدارم تا بجائى كه سبب شود اراذل و سگهاى اهل اين شهر او را بيرون كنند و باو و طرفداران و درباريانش خفّت دهند و آنان را سبك شمارند، و بمنزل بازگشت و براى وضو آب طلبيد، و وضو ساخته دو ركعت نماز بجاى آورد و در قنوت ركعت دوم دعائى را كه در متن ذكر شده خواند (ترجمه دعاى مزبور):
«بار الها! اى خدائى كه قدرتت كامل و فراگير است، و اى داراى درياى رحمت بيكران، و اى صاحب نعمتهاى پياپى، و نيكوئيهاى مدام و پيوسته و پى در پى، و دارنده كرمهاى بيشمار، اى آنكه وصفت را مثال نشايد، و تشبيهت بمانند و نظير نبايد، و نيروهاى مدد يافته بر ساحت قدست دست نيافتهاند، اى