تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٢ - مسئلهء ششم حركات و پديده هايى كه موجب خنده مى گردند ، اغلب بدان جهت است كه شخص عامل خنده با آن حركات و پديده ها جنبهء آلى پيدا كرده قيافهء ماشينى به خود مى گيرد
بود كه نابود كنندهء شخصيت عامل خنده نباشد .
دوم اطلاع و آگاهى انسان ناظر به شخصيت و چگونگى موقعيت شخص عامل خنده . اين نكته را در بارهء شرط دوم فراموش نكنيم كه مقصود از اطلاع از چگونگى شخصيت عامل خنده اين نيست كه بايستى ناظر ، شخصيت مفروض را از همه جهات صد در صد بشناسد ، بلكه كافى است كه روى يك عده اصول و قوانين براى شخصيت مفروض موقعيت مخصوصى را تثبيت نموده باشد .
از دقت كافى در مسئلهء پنجم مى توانيم به يك نتيجهء فوق العاده با اهميت برسيم . آن نتيجه اين است كه گويى : خداوند متعال مى خواهد افراد انسانى شخصيت خود را كه از يك روى مربوط به ( من ملكوتى ) است به بازى نگيرند و در صورت بازى كردن با چنان گوهر پر قيمت مجبور شوند كه تلخى كيفر خندهء ديگران را در بارهء خود بچشند .
مسئلهء ششم حركات و پديده هايى كه موجب خنده مى گردند ، اغلب بدان جهت است كه شخص عامل خنده با آن حركات و پديده ها جنبهء آلى پيدا كرده قيافهء ماشينى به خود مى گيرد .
اين مسئله از نظر رشد و كمال انسانى داراى اهميت فراوانى است . مى دانيم كه انسان موجودى است جاندار و داراى هوش و استعداد و حافظه و تخيل و تجسيم و ابتكار و اراده و اختيار و . . . نيز مى دانيم كه وجود اين پديده ها در انسان مانند وجود يك مشت پيچ و مهره در يك ماشين ناخود آگاه نيست . اين مسئله هم روشن است كه انسان داراى ( خود ) است كه او را از تسليم محض بودن به حركات و قوانين خارج از او بر كنار مى كند و او را آمادهء حركت و استقلال در پهنهء طبيعت و اجتماع انسانى كه مركب از افراد مشابه او هستند مى نمايد . اين ( خود ) چنان كه از نظر خصوصيتهاى فردى بسيار گوناگون است ، همچنين از نظر مقاومت و استقلال در مقابل عوامل موثر انسانى و طبيعى فوق العاده مختلف مى باشد .