تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٤٦ - قسم سوم - حيرت ناشى از ترديد و شك
موجود در روى ميز كه با ما فاصلهء زياد دارد ، نوسان ذهن تنها در بارهء تشخيص اين خصوصيت ( ادبى يا حقوقى ) صورت گرفته و تكيه گاه اين نوسان همان علم يا علمهايى است كه متذكر شديم .
تفاوت قسم سوم ( حيرت ناشى از ترديد و شك ) با قسم دوم ( حيرت مولود جهل ) در نوع اول كه اكنون بررسى كرديم ، اين است كه در تمام اقسام چهارگانهء قسم دوم ، نوسانى به طور مستقيم در ذهن ديده نمى شود و همهء آنها فرو رفتن ذهن را در تاريكى نشان مى دهد ، در صورتى كه در قسم سوم نقاطى از روشنايىها در ذهن انسانى وجود دارد ، و يك تاريكى در فضاى آن نقاط روشن در حال نوسان است .
نوع دوم - حيرت ناشى از احساس كفايت كردن روشنايىها در بر طرف كردن تاريكى ترديد .
اين گونه حيرت به طور فراوان اتفاق مى افتد ، مخصوصاً براى كسانى كه به دانستنىهاى خود ارزش مطلق و اطمينان بى اندازه دارند . تكيه بر دانستنىها جراتى به اشخاص كم ظرفيت مى دهد كه گمان كنند : روش آنان به سوى واقعيات هرگز با ايست روبه رو نخواهد گشت ، به همين جهت است كه با رسيدن به نقاط تاريك يا شروع نوسانات ترديد در پيرامون و روابط دانستنىها ، حيرت ناراحت كنندهاى در خود احساس مى كنند كه ناشى از توقع نداشتن چنين موقعيتها است . بدين جهت است كه مى گوييم :
اطمينان بى اندازه و ارزش يابى مطلق در دانستنىهاى محدود ، حيرت را به شكل عامل ناراحت كننده در مى آورد .
متأسفانه كم ظرفيت بودن اغلب افراد انسانى ، حيرت را به عنوان يك هيولاى وحشتناك در مى آورد و آنان را از مزاياى بسيار عالى و جالب حيرت كه در مباحث آينده مطرح خواهيم كرد محروم مى دارد .