تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢٠ - تفسير ابيات
او مى خواهد موجوديت خود را به عنوان فرشتهء صلح و صفا معرفى كند كه از آسمان آمده و منت به زمين و زمين نشينان دارد كه قدم در روى خاك مى گذارد و از هواى زمين انسانها تنفس مى كند .
مبارزه با موسى عليه السلام را روشنترين و با اهميتترين دليل ضرورت هستى خويش در كرهء خاكى معرفى مى كند در صورتى كه روشنترين و قاطعانه ترين دليل مفسد بودن وجود پليدش همان مبارزهاى است كه موسى عليه السلام با او شروع كرده است .
اين طغيانگران خطرناكترين سلاحى كه در دست دارند و مى توانند اجتماعى را در دريايى از اشتباه و شك و ترديد در بارهء راد مردان غوطه ور بسازند ، اين است كه با مهارت كامل از پديده هاى وضع موجود كه با زندگانى تصنعى مردم در هم آميخته است بهره بردارى نموده ، راد مردان را به مخالفت با آن پديده هاى بىاساس متهم مى سازند ، مردم هم كه غالبا از تفكر و ارزيابىهاى واقعى محرومند ، ناخود آگاه به مبارزه با آن مصلحين در حقيقت براى مبارزه با خود بسيج مى شوند و آن عده از اشخاص هم كه تا حدودى در سطح بالاتر از مردم معمولى قرار گرفتهاند ، به سيه چال شك و ترديد در بارهء آن مصلحين ساقط مى شوند .
هر اندازه كه زمان شك و ترديد بيشتر بوده باشد و وسايل تحريك ماشين اجتماع در دست طغيانگران بيشتر ادامه پيدا كند ، شك و ترديد و اتهام در بارهء رهبران واقعى شديدتر و تدريجاً حتى آن اشخاص ما فوق سطح معمولى هم به دستهء ناخود آگاه مردم معمولى ملحق مى شوند . اما نااميدى در بارهء اصلاح انسانها و بروز حق و حقيقت به يك منطق صحيح متكى نيست ، زيرا به قول تروتسكى :
« حقيقت راه خود را مى گشايد ، اما [ اگر چه ] لا طايلات نيز سخت جانند . » [١] لا طايلات و اتهامهاى نابجا و كاريكاتور سازىهاى طغيانگران هم مكتب
[١] زندگى من ، تروتسكى ، ترجمه آقاى وزيرى ، ص ٣٩٦ . .