تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦١٠ - تفسير ابيات
مارگيرى براى گرفتن مار رو به كوهساران رفت ، او براى پيدا كردن مار به راه افتاده بود .
آدمى اگر جويندهء حقيقتى باشد بنا به اصل : « آن كه جوينده است يابنده بود » بدنبال مطلوب خويش خواهد كند برود ، خواه با سرعت ، بالاخره مطلوب خويش را پيدا خواهد كرد .
دست در جستجو زن و پاى در راه گذار و خود پديده طلب و راه رهبرى ترا به عهده خواهند گرفت ، آرى :
[ تو پاى به راه درنِه و هيچ مگوى خود راه بگويدت كه چون بايد رفت ]
عطار با پاى لنگ ، با قد خميده با دست و زانو ، حتى در شكل خواب و گستاخانه هم كه باشد به سوى او حركت كن . [١] در حال گفتگو و خاموشى و به كار انداختن شامهء روحانى در جستجوى بوى حقيقت باش :
حضرت يعقوب به فرزندان خود تاكيد كرد كه برويد و يوسفم را بجوييد . در اين جستجوى جدى ، تمام وسايل درك و احساس خود را به هر سو كه امكان دارد روانه بسازيد . خداى ما فرموده است :
هرگز مأيوس نباشيد ، مانند كسى كه پسر گم كرده باشد ، بهر سو رهسپار شويد و بجوييد .
از راه دهان بپرسيد و با جان خود روى جانان را پيدا كنيد . بپرسيد و بپرسيد ، هنگامى كه بشارتى از جانان شنيديد ، جان خود را به مژدگانيش بدهيد .
براى شنيدن نغمه هاى روح افزاى حق ، گوش به امواج گوناگون فضاى هستى فرا دهيد . در هر كجا كه بوى خوشى دريافتيد استشمامش كنيد و بدانيد كه آن بوى
[١] گرايش گستاخانه را كه در بعضى از ابيات جلال الدين توصيه شده است ، در مباحث گذشته مورد بررسى و انتقاد قرار دادهايم ، مراجعه شود . .