تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٩٤ - ٢٧ - مسير گرديدنهاى دو يا چند ضدى
٢٨ - نسبيت اضداد
١ - نسبيت براى خود :
٢٨ - نسبيت اضداد جلال الدين مى گويد :
از يكى رو ضد و يك رو متحد از يكى رو هزل و از يك روى جد [١] حاضران گفتند اى صدر الورى راستگو گفتى دو ضد گو را چرا ؟
گفت من آيينهام مصقول دست ترك و هندو در من آن بيند كه هست [٣]
چنان كه در سه بيت بالا ملاحظه مى شود ، دو نوع نسبيت در موضوع تضاد قابل تصور است :
١ - نسبيت براى خود .
٢ - نسبيت براى ما .
١ - نسبيت براى خود :
جاى ترديد نيست كه هر دو گونه ضد ( درونى و برونى ) موقعيت واقعى خود را در حال ارتباط با عوامل مخصوص داخلى و خارجى تعيين خواهد كرد .
چنان كه در مباحث گذشته گفتيم : دو حقيقت برون و درون از موضوعات نسبى مى باشند ، اضداد همچنين چه در درون اشياء و چه در برون اشياء نمى توانند به عنوان واحدهاى ثابت در عرصهء هستى تحقق پيدا كنند ، مثلًا هماهنگى يك اجتماع از نظر اقتصادى و حقوقى و سياسى حقيقتى است كه به جهت داشتن تمايلات ضد سيستم مزبور در بعضى از افراد ، يا به جهت وجود عوامل مخالف از خود سيستم ، ضد خود را كه ناهماهنگى موجود و هماهنگى بعدى است در بر دارد .
اين ناهماهنگى در مقابل عوامل برونى و درونى ، گرديدنهاى مختلفى را ايجاد خواهد كرد . اگر عوامل هماهنگى مفروض آگاه تر و قوىتر و داراى عوامل
[١] دفتر اول ، ص ٥٩ ، بيت ١٢ . .
[٣] دفتر اول ، ص ٤٨ ، بيت ٥٣ . .