تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٩٢ - ٢٦ - آيا تحول ذاتى اشياء با استمرار يك وضع معين سازگار است ؟
محيط و اجتماع باخته شود .
زمينهء دوم - واقعيتهاى شكل پذير غير استمرارى : قسم ديگر از اجزاء جهان هستى و موجوديت انسانى ، امورى هستند كه پس از گرديدن و پذيرفتن مسير معين ، مسير ديگرى در جريان موجوديت خود آنها وجود ندارد كه به سوى آن توجيه شوند .
تفاعلات شيميايى دو قسم سنتز و محصول ايجاد مى كند :
قسم اول - سنتزهاى قابل برگشت مانند تفاعل اكسيژن و هيدروژن كه محصولش آب است .
قسم دوم - سنتزهاى غير قابل برگشت ، مانند ميوهء درخت كه با هيچ وسيلهاى به حالت شكوفه و تابش آفتاب و مواد و عناصر زمينى قبلى بر نمى گردد . گرديدنها و سنتزهايى كه از قبيل قسم دوم است ، در جريان تضاد و گرديدنهاى بعدى وضع پيشين را ادامه نمى دهند ، بلكه با هر گرديدن مسير مشخص سر نوشت سنتز را معين كنند .
٢٦ - آيا تحول ذاتى اشياء با استمرار يك وضع معين سازگار است ؟
يكى از اساسىترين مسائل گرديدن اين مسئله است كه تحول ذاتى اشياء چگونه با وضع معين و ثابت سازگار گشته است ؟ اگر واقعاً يك انسان پس از گرديدن و انسان شدن همواره در تحول ذاتى است و اين تحول از درون و عوامل برونى صورت مى گيرد ، چرا انسانهاى بعدى هم از نظر فيزيولوژى و هم از نظر روانى در همهء اصول كلى مشترك مى باشند ؟ اين سؤال در همهء موجوداتى كه توليد مثل مى كنند اعم از روييدنىها و جانداران و انسانها مطرح است ، آن اضداد درونى يا به اصطلاح عمومى تر : آن تعينها و خواص درونى كه با تماس عوامل برونى موجب گرديدن و تحول ذاتى اشياء مى شوند ، آيا خود امور ثابتى هستند ، يا اگر خود امور ثابتى نيستند ، ثابتهاى معينى را منتقل مى كنند ؟ پس چرا تحول ذاتى در