تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٨ - ٢٤ - زمينهء دريافت تضادها در جهان عينى و ذهنى در درون انسانها
٢٤ - زمينهء دريافت تضادها در جهان عينى و ذهنى در درون انسانها جلال الدين مى گويد :
عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد اى عجب من عاشق اين هر دو ضد [١] بوى بر از جزء تا كل اى كريم بوى بر از ضد تا ضد اى حكيم [٢]
چنين به نظر مى رسد كه زمينهء دريافت تضادها در جهان عينى و ذهنى در درون آدميان كليت دارد .
البته مقصود از زمينهء دريافت تضاد يك حقيقت نسبى است ، زيرا چه خود زمينه و چه مفهوم تضاد در همهء انسانها و در همهء اجزاء و پديده هاى برون ذات و درون ذات يكنواخت نمى باشد . زمينهء تضاد يابى جلال الدين و درك وحدت و يا اتحاد آنها خيلى بالاتر از يك متفكر معمولى است ، همهء ما بخاطر داريم كه مشاهدهء مقدارى از تضادها در مسائل معنوى اكثر متفكرين سطح نگر را مضطرب و آنان را به پشت پا زدن به مسائل معنوى وادار كرده است ، در صورتى كه زمينهء واقع نگرى جلال الدين داراى چنان عمق نفوذ و قدرت است كه مى گويد :
گه چنين بنمايد و گه ضد اين جز كه حيرانى نباشد كار دين نه چنان حيران كه پشتش سوى اوست بل چنين حيرت كه محو و مست دوست همچنين زمينهء تضاد يابى هنرى برگسون ، در حالى كه متفكرين سطحى در توضيح وحدت و كثرت پديده هاى من گرفتار تشويش مى شوند و نمى توانند از گرداب اين تضاد بيرون روند برگسون با بهترين وجه وارد ميدان مى شود و مى گويد : من انسانى واحدى است كه كثرات را كه پى در پى يكى پس از ديگرى وارد درون مى شوند ،
[١] دفتر اول ص ٣٣ بيت ٥٠ . .
[٢] دفتر سوم ص ١٥٣ بيت ٧ . .