تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦٩ - ١٩ - يك - مرحلهء فردى
ديدن محبوب خود صرف نظر نماييد و به كمك شخص درمانده بشتابيد . در اين صورت طبيعيست كه از بر خورد اين ميل و وظيفه تضاد در شما ايجاد مى گردد . خلاصه كمتر كسى است كه روزانه چندين بار در معرض اينگونه تضادها واقع نگردد . نوع و وسعت و شدت اين تضادها بستگى دارد به محيطى كه در آن زندگى مى كنيم .
اگر تمدنى قوام گرفته و به سنن خود پايبند باشد ، شخص كمتر مواجه با مسائل متضاد مى گردد ، زيرا هر آن خود را در برابر مسائل تازهاى نمى بيند تا مجبور به انتخاب گردد .
البته در چنين جماعاتى باز هم تضادهايى وجود دارد منتهى كم ، اما اگر تمدن و فرهنگى در مرحلهء تحول سريع باشد و ارزشهاى متضاد و طرق مختلف زندگى دايما در برابر يكديگر قرار گيرند ، امكان بروز تضاد در افراد آن جامعه فوق العاده زياد خواهد شد .
در هر صورت بروز مقدارى تضاد روحى در اشخاص اجتناب ناپذير مى باشد ، كه البته نامطلوب است ، ولى نه به شدت تضادهاى عصبى . » [١] اينگونه تضادها و تزاحمها را به طور مطلق نبايد محكوم كرد ، چنان كه هورناى گمان مى كند ، بلكه تنها افراد معمولى يك جامعه است كه در برابر آنها ناراحتى و احساس شكست و بالاخره فرسودگى روانى احساس مى كنند ، در صورتى كه براى گروه ديگر همين تضادها و تزاحمها جنبهء آموزندگى داشته و مى تواند قضايا را از جوانب گوناگون تحت مطالعه قرار داده ، با تحصيل مقاومت در شخصيت ، پاى به ما فوق آنها بگذارد .
قسم دوم - تضادهاى عصبى است كه افراد فراوانى در تمام اجتماعات ديروز و امروز و عقب مانده و پيش رفته دارا مى باشند .
[١] تضادهاى درونى ما ، كارن هورناى ، ترجمهء آقاى م . ج . مصفا ، ص ١٧ و ١٨ . .