تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦٧ - ١٩ - يك - مرحلهء فردى
براى بررسىهاى اجمالى گرديدن در نوع انسانى ، مجبوريم انسان را در دو مرحلهء عمده مطرح نماييم :
مرحلهء فردى .
مرحلهء اجتماعى خالص .
١٩ - يك - مرحلهء فردى جلال الدين مى گويد :
مهر و هيبت هست ضد يكدگر اين دو ضد را ديد جمع اندر جگر [١] نفس ما يكسان به ضدها متصف خاك هم يكسان روانشان مختلف [٢]
توضيح : بيت دوم بيان روشنى در جريان كلى تضاد است . در مصرع اول جلال الدين جريان تضاد را در درون انسانها باز گو كرده و مى گويد : نفس داراى اضداد است ، در مصرع دوم مى گويد :
اضدادى كه در روان يك فرد از انسان وجود دارد ، او را به گرديدن وادار نموده در اين اتحاد و گرديدن كار فرد به پايان نمى رسد ، بلكه همان روان فرد در مقابل روانهاى ديگر رابطهء اختلاف و تضاد پيدا مى كند و به جريان مى افتد ، گرديدنهاى محصول روانها در هماهنگى در محبتها و ايده ئولوژىها كاملًا روشن است .
اين در مواردى است كه رابطهء تضاد ميان روانها در مسير مثبت قرار بگيرد نه در مسير منفى ، و الا يعنى اگر تضادهاى آدميان در مسير منفى به جريان بيفتد كه متأسفانه اكثريت تاريخ را هم تشكيل مى دهد ، رابطهء مزبور به نابود ساختن ضعيف و ناتوان منجر مى شود ، سياه و سفيد و دانا و نادان و ثروتمند و فقير . . . مطرح مى شود بلكه بد بختانه حتى جهان بينى و جهان يابى شان هم تضاد كشنده پيدا مى كند براى
[١] دفتر سوم ص ٣٠ بيت ٥٥ . .
[٢] دفتر سوم ص ٢١٤ بيت ١٩ . .