تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥ - منتخباتى از كتاب هملت ويليام شكسپير
گل كامكارى گام بر مى دارند و پروايى از مواعظ خود ندارند . » [١] « پولونيوس - آن چه مى انديشى بر زبان مى آور و به انديشه هاى نسنجيد جامهء عمل مپوشان ، دوستان خود را پس از آزمودن با پنجهء فولادين در جان خود جاى ده ، ولى دستهاى خود را براى پذيرايى هر خام سر از تخم در آورده فرسوده مكن ، از ستيزه بپرهيز ، اما اگر بدان كشانده شدى چنان بكوش كه از تو پروا كنند . گوش خود را به شنيدن گفتهء هر كس بگمار ، ولى با كمتر كسى هم داستانى كن . با هر كسى راى بزن ، اما قضاوت خود را فاش مگردان . به مقتضاى آن چه در كيسه دارى رختهاى گرانبها بپوش ، اما دور از بو الهوسى باش : جامه ات فاخر باشد ، نه پر زرق و برق ، زيرا هيئت ظاهرىاى بسا كه بر خود مرد دلالت مى كند و در فرانسه مردم بلند پايه و والا مقام خاصه از اين راه نشان مى دهند كه نسبت عالى دارند . نه وام بگير و نه بده ، زيرا وام دادن چه بسا از دست دادن پول و دوست هر دواست و اما وام گرفتن عقل معاش را كند مى دارد . به ويژه اين يك نكته : با خود درست كار باش و همچنان كه بيقين شب از پس روز مى آيد ، نتيجه چنان خواهد بود كه با ديگران نخواهى توانست دغلكار باشى . خدا به همراه ، دعاى خير من اين پندها را در تو بارور كناد » [٢] « هملت - بله ، به راستى ، ولى با آن كه من از همين سرزمينم و با چنين مراسمى زاده و پرورده شدهام ، باز بر آنم كه اين رسم همان بهتر كه منسوخ گردد . اين شاد خوارى احمقانه موجب مى شود كه از خاور تا به اختر همهء ملتها بر ما خرده بگيرند و نكوهشمان كنند و مى خواره مان بخوانند و نام ما را با كنيهء خوك بچه بيالايند ، بىشك اين عيب هنرهاى ما را هر چند در مرتبهء والايى باشد از جوهر و مغز افتخار خود محروم مى گرداند . در مورد آحاد مردم نيز چنين است ، چه بسا كه به سبب لكهء ناهنجارى در سرشتشان ، مثلًا نقصى در نسب خويش ، - و آنان در اين باره چه گناه
[١] همان مأخذ ، ص ٣٨ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٣٩ . .