تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣٩ - ٨ - هماهنگ شدن اضداد براى ايجاد حقايق
مى كنيم و تعين جنس هم يعنى تبديل آن به نوع .
اين اصل كه هر مقولهاى حاوى ضد خود و در واقع عين ضد خود است ، گاه به اين شكل تعبير شده است كه هگل قانون تناقض را انكار مى كند . يعنى يكى بودن هستى و نيستى به ظاهر قانون تناقض را مى شكند . ولى گويا كسانى كه هگل را به اين كار متهم مى كنند توجه نداشتهاند كه او همين قانون را مبناى وصول از مقولهء دوم سه پايه به مقولهء سوم مى داند و مى گويد : كه چون دليل نمى تواند در تناقض باقى بماند ، لازم مى آيد كه تناقض ميان بر نهاد در هم نهاد حل شود ، با اين وصف بايد اذعان كرد كه اصل هگلى وحدت ضدين ، يكى از شگفت انگيزترين نمودارهاى جسارت تخيل در تاريخ انديشه است . » [١] مائوتسه تونگ كتابى در بارهء تضاد نوشته و به دنبال ماركس و لنين با ديدگاه وسيعتر اصل تكاپو و اتحاد اضداد را توضيح و تفسير نموده است . و مى گويد :
« قانون تضاد در اشياء يا اتحاد اضداد در اصول ماترياليسم ديالكتيك اساسىترين قانون به شمار مى رود .
لنين در كتاب يادداشتهاى فلسفى ص ٢٦٣ چنين مى نويسد :
« ديالكتيك صحيح يعنى مطالعهء تضاد در جوهر اصلى اشياء » لذا هنگام مطالعهء اين قانون به بسيارى از موضوعات بر مى خوريم و مسائل زيادى از فلسفه مطرح مى شود .
هر گاه بتوانيم اين مسائل را روشن كنيم به عمق موضوع ماترياليسم ديالكتيك مى رسيم . اين مسائل به گروه هاى زير تقسيم مى شوند :
عموميت تضاد .
[١] فلسفهء هگل ، ص ١٢١ تا ص ١٢٧ ، نوشته و . ت ستيس ترجمهء آقاى دكتر حميد عنايت . .