تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٠٥ - مزايا و پديده هاى با ارزش متكى به اصل و منبعى است
دو راه مى توان بدرياى جمال و جلال الهى منتهى ساخت :
الف - به طور مستقيم : مى دانيم كه مجموعهء هستى با تمام قوانين و زيبايىهايش نشان دهندهء هندسه كلى الهى است كه از مشيت او ناشى شده است .
ب - به طور غير مستقيم : ساختمان وجودى انسان و چگونگى دريافتهاى روحى است كه زيبايىها را در قلمرو هستى مى بيند و از آنها بهره بردارى مى كند و اين ساختمان وجودى و چگونگى روح انسان به طور مستقيم مخلوق الهى است .
مسئلهء سوم - ملاك و اصلى كه پديده هاى با ارزش را خواه در كارهاى انسانى و خواه در نمودهاى طبيعى با ارزش و زيبا و لطيف مى سازد .
يعنى مثلًا لطف عدالت و زيبايى يك منظرهء طبيعى به چه علت براى انسانها لطيف و زيبا تلقى مى گردد ؟ اين مسئله را جلال الدين در اين مورد مشروحا بررسى ننموده است . ولى در دفاتر پيشين مطالبى را بيان كرده است كه به طور اجمال مى تواند باز گو كنندهء نظريهء او در اين مسئله بوده باشد .
گاهى جلال الدين ملاك و اصل همهء ارزشها را خدا معرفى مى كند ، گاه ديگر موضوعاتى را از قبيل عقل كل و حيات كل و روح كل بميان مى آورد ، در بعضى از ابيات ملاكها و اصول را از ما وراى طبيعت جستجو كرده ، حقايقى را مانند مثل افلاطونى پيش مى كشد .
اما در اكثر فلسفه هاى مغرب زمين در دورانهاى معاصر ، حد اكثر كوشش به كار مى رود تا ملاك لطف و زيبايىها را چه در كارهاى انسانى و چه در نمودهاى طبيعى به موضوعات طبيعى خالص مستند بسازند ، اين جانب پس از تتبع و تامل زياد به اين نتيجه رسيدم كه اگر چه كوششهاى فلاسفه ى مغرب زمين در اين مسئله بسيار مفيد و با ارزش بوده است ، ولى بالاخره نتوانستهاند جملات نهايى را در مبحث ما بيان كنند ، مثلًا در زيبايىهاى طبيعى به جهت تحليلات و تفسيرات اوليه مى توان زيبايى گل خوش رنگى را به يك عده مفاهيم مستند نمود . اما وقتى كه بخواهيم خود همان مفاهيم را مورد دقت و تحليل