تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٨١ - تفسير ابيات
خواندن فرعون زنان نوزاده را سوى ميدان هم جهت مكر
تفسير ابيات
خواندن فرعون زنان نوزاده را سوى ميدان هم جهت مكر
((٩٣٨)) بعد نُه مه شه برون آورد تخت سوى ميدان و منادى كرد سخت بار ديگر شد منادى سوى شهر كاى زنان كز دهر مى يابيد بهر
((٩٣٩)) اى زنان با طفلكان ميدان رويد تا ز بخششهاى شه شادان شويد
((٩٤٠)) آن چنان كه پار مردان را رسيد خلعت و هر كس از ايشان زر كشيد
((٩٤١)) هين زنان امسال اقبال شماست تا بيابد هر كسى چيزى كه خواست
((٩٤٢)) مر زنان را خلعت و بخشش دهم كودكان را هم كلاه زر نهم
((٩٤٣)) هر كه او اين ماه زاييده است هين گنجها گيرد ز من بىشك يقين
((٩٤٤)) آن زنان با طفلكان بيرون شدند شادمان وز مكر شه غافل بُدند
((٩٤٥)) هر زنى نوزاده بيرون شد ز شهر سوى ميدان غافل از دستان قهر
((٩٤٦)) چون زنان جمله برش گرد آمدند هر چه بود از نر ز مادر بستدند
((٩٤٧)) سر بريدندش كه اين است احتياط تا نزايد خصم و نفزايد خباط
تفسير ابيات فرعون بار ديگر پس از نه ماه تخت سلطنت خود را در ميدان شهر بر نهاد و دستور داد : منادىها ندا كنند و همه را از مقصود فرعون مطلع بسازند .
دستور اين بود كه تمام زنها كه تازه زاييدهاند با كودكان خود به ميدان بروند ، تا مانند مردان كه سال گذشته از بخششهاى فرعون استفاده كرده بودند ، از عطاياى او بهرمند شوند .
اى زنان اسرائيلى امسال هم نوبت شما است . هر كس از زنان كه خلعت و نعمتى مى خواهد ، در ميدان حاضر شود ، من به آنان خلعت و بخششها خواهم كرد و به سر كودكانشان كلاه زرين خواهم گذاشت . هر يك از زنها كه در اين ماه زاييده است بدون شك و ترديد از من گنجها خواهد گرفت .