تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٧ - با هيچ حيله و مكرى از شعاع مشيت الهى نمى توان گريخت
((٨٢٧)) نااميد از هر دو عالم گشته اند خاره هاى بىنهايت كشته اند
« يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ الله عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ اَلآخِرَةِ كَما يَئِسَ اَلْكُفَّارُ مِنْ أَصْحابِ اَلْقُبُورِ ٦٠ : ١٣ . » (١) ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، گروهى را كه خداوند بر آنها غضب كرده است ، براى خود دوست نگيريد ، آنان از آخرت چنان نااميد و مايوسند كه كفار در گور رفته از حيات ابدى [ يا مانند نوميدى كفار از آنان كه در قبرها خوابيدهاند . ] )
((٨١٥)) او ز صيادان به كُه بگريخته خود پناهش خون او را ريخته
((٨١٦)) شسته صيادان ميان آن دو كوه انتظار اين قضاى با شكوه
با هيچ حيله و مكرى از شعاع مشيت الهى نمى توان گريخت اين مكاران زبردست ( به خيال خود ) چه فكر مى كنند ؟ اين حيله گران ساده لوح چه مى انديشند ؟ اينان در عين حال كه خود را دانايان زبردست نوع بشر فرض مى كنند ، قربانى نادانى خويش مى گردند .
چاه مى كنند ، ناخود آگاه به قعر آن سر نگون مى شوند ، زندگىها را خريد و فروش مى كنند ، خودشان بردگانى بيش نيستند .
شگفتا اين مكر پردازان بىنوا همه چيز را در اختيار خود مى بينند ، همه چيز را مملوك خود مى دانند ، هوى و هوس آن چنان ديده گان آنها را كور كرده كه در پيرامون خود هزاران عوامل جبرى را كه خواسته هاى انسانى را زير و زبر مى كنند ، بينند .
گوششان خيلى تيز و حساس است ، اما به كدامين صدا ؟ : به صدايى كه پيامى از اختيارات آنها بياورد .
(١) سوره الممتحنة ، آيهء ١٣ . .