تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٦٦ - آيه
((٥٨٥)) گر ز شادىهاش آگاهت كنم ترسم اى رهرو كه بىگاهت كنم
((٥٨٦)) مختصر كردم ، چو آمد ده پديد خود نبود آن ده ره ديگر گزيد
((٥٨٧)) قرب ماهى ده به ده مى تاختند ز انكه راه ده نكو نشناختند
((٥٩٠)) هر كه گيرد پيشهاى بىاوستا ريشخندى شد به شهر و روستا
((٥٨٨)) هر كه در ره بىقلاووزى رود هر دو روزهء راه صد ساله شود
((٥٨٩)) هر كه تازد سوى كعبه بىدليل همچون اين سر گشتگان گردد ذليل
((٥٩١)) ز انكه نادر باشد اندر خافقين كآدمى سر بر زند بىوالدين
((٥٩٢)) مال او يابد كه كسبى مى كند نادرى باشد كه بر گنجى زند
((٥٩٣)) مصطفايى كو كه جسمش جان بود تا كه رحمن علم القرآن بود
((٥٩٤)) اهل تن را جمله علَّم بالقلم واسطه افراشت در بذل كرم
((٥٩٥)) هر حريصى هست محروم اى پسر چون حريصان تك مرو ، آهسته تر
((٥٩٦)) اندر آن ره رنجها ديدند و تاب چون عذاب مرغ خاكى در عذاب
((٥٩٧)) سير گشته از ده و از روستا وز شكر ريزى چنان نااوستا
آيه « اَلرَّحْمنُ عَلَّمَ اَلْقُرْءانَ ٥٥ : ١ - ٢ . » (١) ( خداوند رحمان قرآن را تعليم فرمود ) .
« اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ اَلَّذِي خَلَقَ . خَلَقَ اَلإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ . اِقْرَأْ وَرَبُّكَ اَلأَكْرَمُ اَلَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ٩٦ : ١ - ٤ . » (٢) ( بخوان به نام پروردگارت كه تو را آفريده است . انسان را از علق آفريده . بخوان پروردگار تو خداى اكرم است كه به وسيلهء قلم تعليم فرمود . )
(١) سوره الرحمن ، آيهء ١ و ٢ . .
(٢) سوره العلق ، آيهء ١ تا ٤ . .