تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٦ - جلال الدين بلخى و ويليام شكسپير
( ما آيات خود را در آفاق جهان و نفوسشان نشان خواهيم داد . ) منابع معتبر اسلامى در بارهء تمجيد از علم و تحريك به سوى آن و همچنين تفكر در مسائل عالى هستى كه به يك اعتبار نمى توان آن را با كلمهء فلسفه تعبير كرد ، حقيقتاً بيرون از شمار است .
آن گاه دين مى گويد : خود خواهى تان را تعديل كنيد و با نداى وجدان در بايستگىها و شايستگىها حركت كنيد ، اين است زير بناى اخلاق به طور كلى . اما همهء افراد بشرى خود خواهى را در درون خويش تعديل نمى كنند ، بنا بر اين براى تنظيم زندگانى و تحقق بخشيدن به عدالت اجتماعى ، قوانين و مقرراتى لازم است كه كيفرهاى مناسب ، ضمانت اجراى آنها را به عهده بگيرند . از طرف ديگر دين اسلام ارتباط انسان را با خدا به قدرى نزديك معرفى مى كند كه هر انسانى اگر به مقام شامخ عرفان مثبت نرسد ( با داشتن امكانات كه به دست آوردنش آسان است ) به خود ظلم كرده و طعم واقعى دين را نچشيده است .
خداوند مى فرمايد : « ما به او ( انسان ) از رگ گردنش نزديكتريم . » عقل و وجدان آدمى آن توانايى را دارد كه از اين نزديكى حد اكثر استفاده را ببرد . پس موضوعات چهارگانهء ( علم و فلسفه و اخلاق و عرفان ) عناصر اساسى دين مى باشد و بدون آنها دينى وجود ندارد ، در صورتى كه هيچ يك از آنها به تنهايى و مطابق تفسيرى كه در مبحث اول از آنها نموديم ، نمى توانند موضوع گرايش به معناى اعتقاد قرار بگيرند . ما مى توانيم اين جمله را با تمام صراحت بگوييم كه : شكوفان گشتن و بارور شدن موضوعات چهارگانه براى انسان ، موقعى است كه مربوط به فرمولى باشد كه توضيح دهندهء نهايى در بارهء انسان است : « انا لله و انا إليه راجعون » .
در غير اين صورت ، يعنى اگر موضوعات مزبور با فرمول فوق حل و فصل نشود ، نفع واقعى به حال انسان نداشته ، تنها حرفهايى خواهد بود كه براى ارضاى حس خود خواهى و يا جبران خود باختگى به كار خواهد رفت .
جلال الدين بلخى و ويليام شكسپير مسلم است كه ويليام شكسپير يكى از متفكرين انسان شناس است كه در