تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٢ - چگونه اميد را با خيالات مخلوط نكنيم ؟
اين يك منشأ غير طبيعى براى اميد است كه همواره آدمى را در خيالات و آرزوها غوطه ور مى سازد .
اين خيالات و آرزوها كارى با واقعيتهاى زندگى ندارد و براى انسان نتيجهاى جز صرف انرژى بىهوده نمى بخشد . گاهى مى شود كه خيالات به جاى اميد سطح روان ما را اشغال مى كند ، حتى مى تواند ما را تحريك كند ، ولى اگر من انسانى خود را نبازد و وضع طبيعى خود را از دست ندهد ، پوچى خيالات قيافهء حقيقى خود را به انسان نشان مى دهد . بالعكس اگر كسى نتوانست دو پديدهء خيال و اميد را از يكديگر تفكيك كند ، از اين جهت به نقص فعاليت طبيعى روان دچار گشته است .
يكى از عوامل اختلالات روانى ما چه در جريانات انديشه هاى منطقى و چه در مى خواهمها و هدف گيرىها ، همين مسئله است كه ما خيال را با اميد اشتباه مى كنيم و آرزوهاى منطقى را با آرزوهاى خيالى مخلوط مى نماييم .
اختلال موتور حيات اغلب ناشى از آن است كه ما به جاى به كار بردن نيروى حقيقى براى آن موتور ( به اصطلاح به ماشين به جاى بنزين آب گل آلود مى ريزيم ) .
نيروهاى خيالى و ساختگى به كار مى بريم ، آن نيروهاى ساختگى مقدارى از زمان و در بعضى از شرايط صدمهء محسوسى در موتور حيات ايجاد نمى كند و ما از همين جا فريب مى خوريم و تدريجاً سازمان متشكل حيات و موتور آن را مختل مى سازيم .
امير المؤمنين على عليه السلام فرموده است :
« ان اخوف ما اخاف عليكم اثنان : اتباع الهوى و طول الامل » .
( خوفناكترين چيزى كه من در بارهء آن به شما مى ترسم دو چيز است : پيروى از هوى و آرزوهاى دور و دراز ) .
اين همان خيالات و آرزوهاى بىپايه است كه دير يا زود ماشين حيات را فرسوده خواهد كرد . بنا بر اين اولين شرط اساسى به ثمر رسانيدن اميد كه يكى از عالىترين پديده هاى روانى ما است ، محاسبهء امكانات خود انسان است كه تا چه