تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٠ - اميد و حركت ، انتظار و وصول
لو ان فى شرف الماوى بلوغ منى لم تبرح الشمس يوماً دارة الحمل
اگر در شرف جاى گيرى در يك منزل امكان وصول به آرزو بود ، هرگز آفتاب حتى يك روز هم به گرد برج حمل نمى گشت ) .
شاعر معروف نير هم لاميهاى دارد كه مضامينى را در بارهء فضيلت سفر بيان نموده است از آن جمله مى گويد :
عج للمسير و سر فى البيد و القلل ان العلى فى ستون الاينق الذلل (
حركت كن براى سير و سير كن در بيابانها و قله هاى مرتفع ، مقام عالى در پشت شترهاى رام است ) .
لو كان للمرء من عز و مكرمة فى داره لم يهاجر سيد الرسل (
اگر براى مرد در خانهء خود عزت و كرامتى بود ، سرور پيامبران از مكه به مدينه مهاجرت نمى كرد ) .
خض فى الفلا و اصحب الاساد فى الاجم و دع مغازلة الغزلان للغزل [١] (
غوطه ور شود بيابانها و با شيران در بيشه ها همراه باش ، گفتگوهاى ظريف و هوى انگيز را به ظرفا واگذار كن . )
((٥٤٧)) بر اميد زندهاى كن اجتهاد كاو نگردد بعد روزى دو جماد
اميد و حركت ، انتظار و وصول در تعريف پديدهء اميد كه يكى از پديده هاى روانى است ، همان اندازه مى توانيم روشنايى داشته باشيم كه در تعريف ساير نمودهاى روانى .
يعنى ما نمى توانيم دريافت مخصوص خود را در بارهء اميد به طور مستقيم در اختيار
[١] آتشكده - حجة الاسلام نيّر - لاميه . .