تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥ - ٢ - علم و فلسفه و اخلاق و عرفان چه رابطهاى با دين دارند ؟
٣ - در مقابل قانون تنازع در بقا ، راد مردى ، اخلاق نيكو ، فدا كارى در راه صلاح فرد و جامعه ، عشق به دانش و بينش ، عدالت اجتماعى ، آزادى و . . . همه و همه بدون دليل و نوعى از تابو است با دقت در مطالب گذشته ثابت مى شود كه تكاليف دينى با قطع نظر از مقدارى وظايف تعبدى ( كه بنوبت خود داراى عالىترين حكمت مى باشد ) نه منحصر به مقتضيات محيطى است كه دين از آن محيط نشو و نما كرده است و نه ارتباطى با اخلاق تابو دارد ، زيرا چنان كه گفتيم : محرمات دينى همه داراى فلسفه و واجباتش داراى حكمت مى باشد .
٢ - علم و فلسفه و اخلاق و عرفان چه رابطهاى با دين دارند ؟
در بحث سابق موقعى كه گرايش به هر يك از امور چهارگانهء علم و فلسفه و اخلاق و عرفان را توضيح مى داديم ، روشن شد كه هيچ يك از آنها نمى تواند موضوع گرايش قرار بگيرد . در اين مبحث كه رابطهء امور چهارگانه را با دين بررسى مى كنيم به اين نتيجه خواهيم رسيد كه گرايش به دين هر يك از آن امور را با خاصيت واقعى خود در بر مى گيرد ، دين اسلام نمى تواند بدون داشتن امور مزبوره تحقق يابد .
گفتيم : كه دين اسلام با يك فرمول كلى : « انا لله و انا إليه راجعون . » رابطهء انسان را با جهان و پيوستگى آن دو را به خدا توضيح مى دهد . اين احساس كه انسان از آن خدا است و باز گشتن به سوى او است ، اساسىترين پاسخ را به حياتىترين سؤال او آماده مى كند ( كيستم ؟ موجودى از آن خدا . درين دنيا چه مى كنم و به كجا مى روم ؟ به سوى خدا . ) از طرف ديگر :
عقل و وجدان هماهنگ با پيامبران الهى به انسان مى گويند : خود را و جهان را بشناس ، دستور خدا هم اين است :
« سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي اَلآفاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ ٤١ : ٥٣ . . . » [١]
[١] سوره فصلت ، آيهء ٥٣ . .