تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٨ - روايت
( از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه در حكمت آل داود چنين آمده است : انسان خردمند مسافرت نمى كند مگر براى توشه گيرى اخروى ، يا ترميم و تهيهء معاش و يا لذت جويى مشروع ) .
توضيح : - آيات و روايات فراوانى در بارهء سير و سياحت وارد شده است كه جاى ترديد در مطلوبيت سفر و تكاپو براى گسترش اطلاعات و به دست آوردن تجربه ها و درك ارتباطات و رسيدن به سود مشروع باقى نمى گذارد ، بلكه در آن موارد كه زندگانى مادى انسان سفر و مهاجرت را ايجاب كند جنبهء وجوب پيدا كرده ، تخلف از آن مانند ترك وظيفهء واجب است . خداوند مى فرمايد :
« إِنَّ اَلَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ اَلْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ ؟ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي اَلأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ الله واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها ؟ فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَساءَتْ مَصِيراً ٤ : ٩٧ . » [١] ( كسانى را كه فرشتگان در حال ستم به خودشان در مى يابند ، به آنان مى گويند : در چه حال بوديد [ چرا بىنوا شدهايد ] ؟ مى گويند . [ بلى ] ما در روى زمين بىنوايان بودهايم ، فرشتگان [ در حال نكوهش ] به آنان مى گويند : مگر زمين خدا پهناور نبود كه مهاجرت كنيد [ و خود را از بىنوايى نجات بدهيد ] آنان كسانى هستند كه منزلگه نهايى شان دوزخ است و دوزخ غايت بدى است ) .
بنا بر اين روايتى كه مى گويد : پيامبر از سياحت جلوگيرى كرده است ، مقصود سير و سفر براى اغراض دنيوى مشروع و اخروى نيست ، بلكه منظور پيامبر اسلام جلوگيرى از گوشه گيرى در بيابانها و كوهها بوده است كه در سيستم صومعه و دير وجود داشته است .
ترغيب به مسافرت را شعراى اسلامى هم با بيانات گوناگون بيان كردهاند ،
[١] سوره النساء ، آيهء ٩٧ . .