تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٢ - تفسير ابيات
و دور افتادگان از اجتماع نگذاشته است .
و آن روايت از پيامبر اكرم كه مى گويد :
« عليكم بالسواد الاعظم » .
سلب مسئوليت از رهبران اجتماع و نيرومندان در بارهء دور افتادگان از اجتماع نمى كند ، بلكه مقصود جلوگيرى از رفتن و سكونت اشخاص در روستاهاى دور دست است كه به هيچ وجه جز زندگانى شخصى خود را نمى توانند اداره كنند و هيچ گونه توانايى خدمت به انسانها را ندارند و به جاى آن كه از عدهاى دستگيرى نموده و برفاه زندگى برسانند ، خودشان در فلاكت و جهل فرو مى روند .
تفسير ابيات خواجهء شهر نشين شروع به كار كرده به تهيهء وسايل پرداخته و آماده حركت شد ، تصميمش براى رهسپار شدن به ده مانند پرندهء تيز پرواز بال به فضاى ده گشود .
اهل و فرزندان خواجه هم رخت و بار و ساير مواد لازم را جمع كرده بر پشت گاو تصميم نهادند .
شاد و خندان و شتابان روحشان به هيجان آمده به يك ديگر مى گفتند : مژده بده كه از ميوه هاى ده خواهيم خورد .
مقصدى كه در پيش داريم مرغزار خوشايندى دارد و ميزبان كريم و دل پسند . آن ميزبان عزيز ما را با هزاران اشتياق و آرزو دعوت كرده و براى ما دانه هاى كرم و مردانگى كاشته است .
ما حتى ذخيرهء زمستان طولانى را كه در پيش داريم از ده به شهر و خانهء خود خواهيم آورد ، بلكه بالاتر از اينها ، باغ خود را در راه ما ايثار و بخشش خواهد كرد .
ميزبان عزيزى كه ما داريم ما را در ميان جانش جاى خواهد داد .
[ يا الله ، معطل نشويد برخيزيد ] اى ياران شتاب كنيد تا سود ببريد . اين هيجان و شادى و خنده و شتاب سطح روح آنها را فرا گرفته بود ، ولى عقل از درون آنها فرياد مى زد :