تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤ - آيا تكاليف دينى چيزى جز رسوم و اخلاق تابو نيست ؟
٣ - بدان جهت كه سر و كار ما با انسان و درون او است ، لذا براى ابد از اظهار نظر قطعى در اين باره محروم خواهيم بود .
٤ - تحول اخلاق تابو به تكاليف دينى ، به عنوان يك جريان طبيعى اولا به خروارها چسب و سريش و وصله زدن احتياج دارد كه منطق موجوديت روانى انسانها در تاريخ نمى تواند آنها را بپذيرد و ثانياً - بر فرض واقعيت چنين تحول ، بايستى فراموش نكنيم كه بروز پديده هاى تازه و در آمدن آنها به صورت نيروى محرك ، آينده را از گذشته جدا مى سازد .
تفاوت ادراكات خام دورانهاى ابتدايى و عقول و وجدانهاى عالى قرنهاى معاصر به حدى است كه آن دو را از يكديگر به كلى جدا مى سازد .
وانگهى اگر ما اين اجازه را به خود بدهيم كه هر ايده و تكليفى را كه نتوانستيم پى به علتش ببريم بايستى آن را جزء اخلاق تابو به شماريم ، اين نتيجه را خواهيم داشت كه :
١ - پيروى از عقل نوعى از تابو است ، زيرا به جز خود عقل كدامين دليل است كه بتواند صحت روش عقل را اثبات كند ؟ و اين دور صريح است كه به تناقض منتهى مى شود ، زيرا با فرض مشكوك بودن صحت روش عقل بايستى يقين داشته باشيم كه عقل در روش خود خطا نمى كند ، تا با اين يقين بتوانيم مدعا را اثبات كنيم كه عبارت است از صحيح بودن روش عقل ٢ - با ديدن تركيب ادراكات حسى ما از بازيگرى و تماشاگرى ، اعتقاد به اين كه هر چه با حواس درك مى شود مطابق واقع است و حواس واقعيت را به طور صحيح در مغز ما منعكس مى كند ، نوعى از تابو است ، زيرا در همهء موارد كه ما چيزى را به وسيله حس درك مى كنيم از طرف همان حس حذف و انتخاب و دگرگونى در آن محسوس ايجاد مى كنيم تا قابل درك ما بوده باشد