تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٩ - در بارهء دور افتادگان از اجتماعات چه بايد كرد ؟
اگر عقل بخواهد دخالت كند ، مى تواند ، بلكه با نظر به هدف وجود خود عقل بايد از مرحلهء بعدى كه عبارت است از مرحلهء بهره بردارى از تحرك حيات و هيجان غريزه ، دست به كار شود .
براى تحرك حيات ايده آلى نشان بدهد كه تحرك مزبور منحرف و مختل و بىهوده نگردد ، حدودى براى هيجان غريزه معين كند تا غريزه از بىمهارى و جريان مطلق خود به ضرر شخصيت بهره بردارى نكند .
با دخالت عقل در اين مرحله به طور قطع مى خواهم و نمى خواهم تنظيم شده ، اندوه و شادمانى يا انقباض و انبساط موقعيت واقعى خود را دريافت خواهد كرد . بنا بر اين ، گفتهء جلال الدين :
((٥٠٤)) عجلوا اصحابنا كى تربحوا عقل مى گفت از درون لا تفرحوا
داراى مسامحهء معمولى است كه غالبا به طور سطحى صورت مى گيرد ، زيرا چنان كه گفتيم دخالت اساسى و لازم عقل در مرحلهء ما قبل شادمانى و اندوه است نه در مراحل ديگر .
((٥١٧)) ده مرو ده مرد را احمق كند عقل را بىنور و بىرونق كند
در بارهء دور افتادگان از اجتماعات چه بايد كرد ؟
اگر از تفكرات سطحى و خيالبافىهايى كه شهر نشينى ماشينى در ما ايجاد كرده است بگذريم و در مسئلهء روستا و روستايى و به طور عموم هر گونه زندگىهاى دور از اجتماعات متراكم دقت بيشترى نماييم ، با يك عده موضوعات حساس روبه رو خواهيم گشت .
ما مقدارى از اين موضوعات مربوطه را در اين مبحث مطرح مى كنيم :
١ - موضوع نتايج دورى از زندگانى شهرى خواه شهر مفروض در حال تمدن