تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣ - آيا تكاليف دينى چيزى جز رسوم و اخلاق تابو نيست ؟
آن چه كه ما از مجموع ملاحظات مى توانيم بدانيم اين است كه :
١ - تابوها در بعضى از جوامع ديده شده است و شامل همهء جوامع بشرى نمى گردد .
٢ - انواع تابوها فوق العاده مختلف است كه منحصر كردن انگيزهء همه آنها به يك يا چند موضوع مثلًا ترس از شياطين به هيچ وجه قانع كننده نيست ، لذا مى بينيم كه اظهار نظر كنندگان در بارهء تابو جملاتى از اين قبيل مى گويند :
« قاعدتاً » ، « ممكن است » ، « گمان مى رود » و . . . مثلًا فرويد در آن جا كه مى گويد :
« دو قاعدهء اساسى توتيسم نشان دهندهء مهمترين و كهنترين منبع تابويى است : حيوان توتم را نبايد كشت و با افرادى از جنس مخالف و از توتم مشترك نبايد روابط جنسى برقرار : كرد . [ اضافه مى كند كه ] نيرومندترين و قديم اميال انسانى ، مى بايد » قاعدتا « از اين نوع بوده باشد . ما از درك مطلب تا زمانى كه مفهوم و منشا نظام توتمى بر ما مجهول باشد ، عاجز خواهيم بود ( و در نتيجه نخواهيم توانست فرضيات خود را در بارهء موارد نمونه به اثبات برسانيم ) » [١] آن گاه خود فرويد موضوع را به كانون اميال انسانى حواله مى كند . [٢]
[١] توتم و تابو ، ص ٤٧ . .
[٢] فرويد در عبارت گذشته مطلبى را گفته است كه با زير بناى مكتب خود به نوعى از تناقض گويى دچار شده است ، در عبارت بالا مى گويد : منشا تابو همان است كه ابتدايىترين و با دوامترين غرايز انسانى از آن جا سرچشمه گرفته است : ( ترس از تأثير قواى شيطانى ) . آيا اين غريزه در دورانهاى بعدى هم به همان قدرت خود باقى مانده است ؟ اگر چنين است ، پس غريزهء جنسى كه فرويد را به خود چنان جلب كرده است كه بگويد : زير بناى تمام شئون بشرى است ، منطق خود را از دست مى دهد و اگر غريزهء ترس مزبور تحول يافته است ، پس لازم بود كه فرويد آغاز بروز غريزهء جنسى را هم بيان كند و ضمناً بگويد مقتضاى تحول نوع بشرى از زمان معينى غريزهء جنسى . اصالت بخشيده است . .