تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٤ - مسئلهء چهارم - انحراف از جادهء حق و حقيقت امروز به صورت انديشه در مى آيد ، فردا دلگيرت مى شود و پس فردا پاى گيرت مى گردد اين قبضهاى روانى كه در اين زندگانى پاى گيرت گشته است ، هنگام فرا رسيدن مرگ به صورت زنجير گرانبارى به دور گردن روحت بسته مى شود ، اين زنجير تا تو را در سقوط ابدى نپوساند خود پوسيده نخواهد گشت
كه چه عاملى باعث بروز آن حالت شده است .
اشخاصى كه در امتداد زندگانى خود در هدف گيرىهاى حياتى به موانع بر خورد مى كنند و نمى توانند آنها را بر طرف بسازند ، بيكى از دو وضع روانى دچار مى شوند :
وضع يكم - در نتيجهء شكست در وصول به هدفهايى كه حياتى تشخيص دادهاند ، راه خود را به جبار منحرف ساخته و بدون چشم پوشى واقعى از مطلوبيت هدفهاى از دست رفته ، در حالى كه همواره چشم بعقب بر مى گردانند و به آن هدفهاى بر باد رفته خيره مى شوند ، به حالات انقباض روانى زيادى دچار مى گردند . شايد مقصود جلال الدين از بيت زير :
خار دل را گر بديدى هر خسى كى غمان را راه بودى بر كسى
همين معنا بوده باشد ، اينان غالبا غمگين و گرفته و اگر داراى مغز نيرومندى باشند به نوعى بد بينى در جهان بينى دچار مى شوند .
وضع دوم - با ناتوانى در مقابل موانع راه وصول به هدف ، خود هدف را از ارزش ساقط مى كنند ، اگر اين وضع زياد تكرار شود ، هدفهاى زندگى پى در پى ارزش خود را براى شخص از دست مى دهند ، در نتيجه يك حالت بىطرفى و بىخيالى به او روى مى آورد ، ارزشها براى او اهميت خود را از دست مى دهند . به همين جهت است كه آفرينندهء روان انسانها با صراحت كامل فرموده است :
« لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ ٥٧ : ٢٣ . . . » [١] ( تا به آن چه كه از شما فوت شده است اندوهگين مباشيد و به آن چه كه خدا به شما داده است شادمان نگرديد ) .
« لِكَيْلا تَحْزَنُوا عَلى ما فاتَكُمْ وَلا ما أَصابَكُمْ ٣ : ١٥٣ . . . » [٢]
[١] سوره الحديد ، آيهء ٢٣ . .
[٢] سوره آل عمران ، آيهء ١٥٣ . .