تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦ - ٥ - دين گرايى
انسانى رفته رفته به خود ايده آل و خود ايده آل كم كم به خود ملكوتى اعتلا پيدا مى كند . در اين مرحله است كه انسان به غايت و هدف هستى خود نائل مى گردد .
چهارم - در اين رهگذر انسان احساس مى كند كه او تنها نيست ، افراد ديگر هم كه هم نوعان او هستند - با اختلاف رنگها و اشكال و وضع روانى كه دارند ، در اين كه مسافر يك راه هستند با او شريك و هم قافله مى باشند ، يعنى اين افراد با طبقات و اصناف و جوامع گوناگون كه دارند ، همگى مى خواهند زندگانى مادى و معنوى خود را تامين نمايند ، از آن جهت كه همگان داراى خود طبيعى هستند قيافهء تنازع و تصادم به خود مى گيرند ، لذا قوانين و مقررات مناسبى را وضع و به مرحلهء اجراء در مى آورند كه بتوانند به هم زيستى و به عدالت اجتماعى نائل شوند .
پس همهء افراد بشرى اعضاى خانوادهاى هستند كه در محلى به نام زمين سكونت دارند ، گرايش به خود ايده آل و سپس به خود ملكوتى اين را براى او قابل دريافت مى سازد كه يك روح كلى همه ارواح جزئى خانوادهء زمين را در بر گرفته است كه شعاع ربانى ناميده مى شود .
پس همهء ما اجزاء يك شعاع هستيم ، بنا بر اين لذايذ و آلام همهء ما در آن روح كلى منعكس مى شود و سپس آن روح كلى كه شعاع الهى است ، همهء آن لذايذ و آلام را به همهء ما بر مى گرداند ، بنا بر اين بايد لذت خود را لذت همگان بدانيم و درد ديگران را دردى براى خود احساس كنيم .
تا اين جا اين مطلب به خوبى اثبات شد كه : فقط دين است كه با فرمول : « انا لله و انا إليه راجعون . » مى تواند شايسته ترين و كافىترين موضوع اعتقاد و گرايش بوده باشد . به توضيح اين كه دين با زير بناى فوق است كه انسان را با طبيعت و ما فوق آن آشنا ساخته و نيروى تحرك به ايده آل اعلا را در او به وجود مى آورد .