تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٨ - دعا تنها براى بر آورده شدن احتياجات نيست
زندگانى ايده آل :
تكاپويى است آگاهانه ، هر يك از مراحل زندگانى كه در اين تكاپو سپرى مى شود ، اشتياق و نيروى حركت به مرحلهء بعدى را مى افزايد . شخصيت انسانى رهبر اين تكاپوست .
آن شخصيت كه ازليت سرچشمه آن است ، بىنهايت گذرگاهش ، ابديت كمال مطلوبش ، آن حقيقت ابدى كه نسيمى از جلال و جمالش واقعيات هستى بىكران را به تموج در آورده ، چراغى فرا راه پر نشيب و فراز تكامل ماده و معنى مى افروزد .
با اين سه هدف كه براى نيايش بيان نموديم و با در نظر گرفتن مقدمات مختصرى كه متذكر شديم كاملًا روشن مى گردد كه چه اشتباهات بزرگى را امثال موريس مترلينگ در بارهء نيايش مرتكب شدهاند و چقدر انسان را از حقيقت و امكاناتى كه دارد ، دور ساختهاند . مى گويند : سيستم جهان هستى آن چنان سخت و غيره قابل انعطاف است كه هيچ نيرويى نمى تواند تغيير دهد ، پس نيايش چگونه مى تواند اين سيستم شكست ناپذير را تغيير بدهد ؟ اينان هنگامى كه در بارهء اين گونه مسائل عالى صحبت مى دارند ، گويى خودشان هستند كه تمام نمودها و اسرار جهان هستى را مانند يك قوطى كبريت ساخته و پرداخته و در ساعات تفكر ، آن قوطى ناچيز را روى ميز گذاشته و مورد مطالعه و تماشا قرار دادهاند .
آقايان عزيز مگر جهان هستى عبارت از يك قطعه سنگ است كه جامد و بسته و معين و محدود باشد ؟ شما از نظر قوانين بيولوژيكى و فيزيولوژيكى هم مغز انسان و ساختمان عصبى و سلولى آن را بسته و معين و محدود مى دانيد ، اين همه اكتشافات و اختراعات و نو آورىها كه از خارج از قلمرو و حس و منطق انديشه به قلمرو دانش و هنر و فلسفه . . . سرازير مى شود ، از كجا است ؟ عاملش چيست ؟ آرى جهان قيافهء سيستم خود را به حواس معمولى ما بسته نشان مى دهد و ما