تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٧ - در بيان آن كه الله گفتن نيازمند عين لبيك گفتن حق است
فروزان و از اين كهكشانها كه ميلياردها سال در پشت سر گذاشته و هنوز بدرخشندگى خود ادامه مى دهند ، چشم بر بسته و در بستر مرموز مشتى خاك تيره خواهيم غنود .
آرى ، دير يا زود آخرين نفسهاى ما را نسيمهاى بهارى يا بادهاى خزانى در لابلاى خود در خواهد پيچيد .
پيش از آن كه چشمان ما براى آخرين بار نمودى را ببيند و پلك روى هم گذارد و پيش از آن كه لبهاى ما آخرين سخن خود را بگويد و روى هم بيفتد و پيش از آن كه قلمرو درونى ما آخرين تلاشهاى خود را براى هم دمى با روح انجام بدهد ، بياييد ببينيم در مقابل از دست دادن نقدينه هاى پر ارزش عمر از بازار پر هياهوى زندگانى چه كالايى را به دست آوردهايم مگر نه اين است كه :
چون به هر ميلى كه دل خواهى سپرد از تو چيزى در نهان خواهند برد
آيا يكى از كارهاى ستارگان زرين اين خيمهء لاجوردين چشمك زدن و اشاره كردن به ما خاك نشينان محقر نيست ؟ آيا اين اشارات در عين مرموز بودن اين نكته را براى ما فاش نمى سازند كه :
خراميدن لاجوردى سپهر همان گرد گرديدن ماه و مهر مپندار كز بهر بازيگريست سراپردهاى اين چنين سرسريست ؟ »
فردوسى » آيا اين همه كار و جوش و خروش قيافهء علمى : سبوح قدوس ، رب الملائكة و الروح . را مجسم نمى سازد ؟ بياييد ، اشارتهاى طلايى اين فضاى بىحد و كران را ناديده نگيريم ، اين موجودات شگرف تسبيح گويان ما را براى همكارى با خود در نيايش به خداوند بزرگ كه حتى از خود ما به ما نزديكتر است دعوت مى كنند .
لحظاتى ديده گان خود را بر افق بىپايان فضا بدوزيم ، اما خيره نشويم ، بلكه انگشتان محقر خود را براى همكارى با تسبيح گويندگان اين سپهر نيلگون به آسمان بلند كنيم ، لبى حركت دهيم و با نداى : « آه پروردگارا » خود را از خود سرى در اين