تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٠ - خطر بردگان مملوك كه در عين حال مالك نما هستند
طبيعى كه او را آماده صعود به سوى ايده آل مى نمايد تلقى نمى گردد .
خود ايده آل كه در گذرگاه ابديت براى بثمر رسانيدن شخصيت انسانى تكاپو مى كند . كسانى را كه مالكيت را به عنوان هدف تلقى كردهاند ، بردگان مملوك مى داند نه مالك . اين برده گان مالكنما به اضافهء اين كه حيات شيرين و لذت بخش انسانها را به كاريكاتور مبهم و وحشتناكى مبدل ساختهاند ، ضمنا يك جنگ و نزاع پايان ناپذير هم ميان حقوقدانان و امضا كنندگان اصل منحوس : « بگذاريد انسانها خودشان با طبيعت خود هر راه را كه مى خواهند انتخاب كنند » از يك طرف ، و روان شناسان و ارباب مذاهب و اخلاقيون و انسان دوستان از طرف ديگر ايجاد كردهاند ، زيرا حقوقدانان و امضا كنندگان اصل منحوس فوق كسانى را كه مالكيت را در اين زندگانى هدف تلقى كردهاند ، واقعاً مالك مى دانند ، در صورتى كه روان شناسان و اديان حقهء الهى و هوا داران اخلاق عقلانى - الهى و انسان دوستان اين اشخاص را بردگان مملوك مى دانند .
خطر بردگان مملوك كه در عين حال مالك نما هستند هر دورهاى را كه انسانها پشت سر گذاشته و بدورهء جديدتر وارد شدهاند ، بجز مقدارى از اصول ثابته ، اغلب روشها و مقررات دورهء گذشته را با نظر سخريه و تعجب نگريستهاند ، امروزه بردگى دورانهاى گذشته با تمسخر و شگفتى متنوع مورد مطالعه و گفتگو قرار مى گيرد ، شايد اشخاصى باشند كه اصلا نتوانند باور كنند كه در گذشته بعضى از افراد اختيار زندگى و مرگ انسانهاى ديگر را در دست داشتند . مسلم است كه در آينده دوره هايى پيش خواهد آمد كه به مالكيت امروزه مانند بردگى ديروزى با تعجب خواهند نگريست ، شايد خطرها و بد بختىهايى كه در اين روزگاران از بردگان مالك نما بجوامع بشرى نصيب مى شود ، براى دورانهاى آينده باور كردنى نباشد .
در آن موقع خواهند گفت ، به قول جلال الدين : اغلب انسانها در گذشته مشغول