تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣٦ - آيه
((٩٠)) صد هزاران اولياء حق پرست خود به هر قرنى سياستها بُدست
((٩١)) گر بگويم اين بيان افزون شود خود جگر چبود كه خارا خون شود
((٩٢)) خون شود كُه ها و بازان بِفْسُرَد تو نبينى خون شدن كورى و رد
((٩٣)) طرفه كورى دور بين و تيز چشم ليك از اشتر نبيند غير پشم
((٩٤)) مو به مو بيند ز صرفهء حرص انس رقص بىمقصود دارد همچو خرس مو به مو بيند ز حرص خود بشر رقص او خالى ز خير و پر ز شر
((٩٦)) رقص و جولان بر سر ميدان كنند رقص اندر خون خود مردان كنند
((٩٧)) چون رهند از دست خود دستى زنند چون جهند از نقص خود رقصى كنند
((٩٨)) مطربانشان از درون دف وى مى زنند بحرها در شورشان كف مى زنند تو نبينى برگها با شاخها كفزنان رقصان ز تحريك صبا
((٩٩)) تو نبينى ليك بهر گوششان برگها بر شاخها شد كفزنان
((١٠٠)) تو نبينى برگها را كف زدن گوش دل بايد نه اين گوش بدن
((١٠١)) گوش سر بر بند از هزل و دروغ تا ببينى شهر جان را با فروغ هين دهان بر بند از هزل اى عمو جز حديث روى او چيزى مگو
((١٠٢)) سر كشد گوش محمد در سخن كش بگويد در نبى حق هو اذن
((١٠٣)) سر به سر گوش است و چشم است آن نبى رحمت او مرضع است و ما صبى
((١٠٤)) اين سخن پايان ندارد باز ران سوى اهل پيل و بر آغاز ران
آيه « . . . فَأَنْجَيْناكُمْ وَأَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ ٢ : ٥٠ . » (١) ( ما شما [ بنى اسرائيل ] را نجات داديم و در پيش چشمتان فرعونيان را غرق كرديم . )
(١) سوره البقرة ، آيهء ٥٠ . .