تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٣ - گسترش و تنوع استعدادها از نظر متافيزيكى
براى توضيح اين كه مسئلهء فوق كاملًا معقول و منطقى است ، مثال مختصر و روشنى را در نظر مى آوريم :
آن چه كه ما انسانها در ذهن خود منعكس مى سازيم و در سطح طبيعى ذهن مشاهده مى كنيم ، عكسها و صور محدود و مشخصى است كه در نتيجهء تماس درون ما به وسيلهء حواس با جهانى بيرون به وجود مى آيد . اين عكسها و صورتها در فضاى ذهن مشمول قوانين و اصولى هستند كه طبيعت خارجى پيوسته به ذهن انسانها دارا مى باشد ، قواعد كيفيتها و خواص كميتها در پديده هاى مزبور جريان دارند ، مثلًا هنگامى كه ذهن ما سطحى را با رنگ آبى تصور كرده است ، در همان حال نمى تواند با رنگ قرمز يا سفيد تصور نمايد ، اگر ذهن يك ميز را به درازاى يك متر در خود منعكس ساخته است ، همان سطح را در همان حال نمى تواند به درازاى نيم متر منعكس نمايد و . . . اگر موجودى را علت واقعى يك موجود ديگر دريافت نموده است ، امكان ندارد كه علت را در همان لحظه معلول آن موجود ديگر ( معلول ) تصور نمايد . [١] اكنون درست دقت كنيم ، خواهيم ديد : اين همه اصول و قوانين كه در سطح طبيعى ذهن حكمفرما است ، در مقابل موجوديت و فعاليتهاى سطح عميق من مانند حبابهاى ناپايدارى هستند كه با يك موج ناچيز از سطح عميق من فرو مى ريزند و از بين
[١] ممكن است در اين جا اعتراضى به نظر برسد كه گفته شود : ذهن انسانى به جهت تجرد و گسترش و عمقى كه در فعاليت دارد مى تواند : يك چيز را در همان حال كه علت فرض كرده است به عنوان معلول تصور نمايد ، اين تصور در آن هنگام كه حكم به محال بودن دور مصرح مى كنيم به خوبى مشاهده مى شود ، زيرا در دور مصرح آن چه كه علت چيزى فرض شده است ، در همان حال معلول همان چيز فرض مى شود و چون اين امر در خارج از ذهن به تناقض مى انجامد ، لذا حكم مى كنيم كه دور مصرح محال است . حكم به محال بودن قضيهء مزبور ( شيء نمى تواند علت خود بوده باشد ) بدون تصور « شيء علت خود » امكان پذير نيست . اين اعتراض مبنى بر اشتباه ميان . طبيعى و فعاليتهاى تجريدى ذهن است كه از نمود فعاليتهاى سطح عميق من است چنان كه در اصل مبحث مورد بررسى قرار دادهايم . .