تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٤٣ - جان آدمى در بدنش مانند كودك در شكم مادر است كه در ظاهر نمودى ندارد بلكه نمود او پس از مرگ شروع مى شود
حقايق بيش از نمود وجودى مبهم و پس از به وجود آمدن آشكار مى گردند
تفسير ابيات
((٣٥١٩)) تا نزاد او مشكلات عالم است آن كه نازاده شناسد او كم است
حقايق بيش از نمود وجودى مبهم و پس از به وجود آمدن آشكار مى گردند اصول و قوانينى كه براى توضيح حقايق در اختيار داريم داراى حدود معينى است و نمى تواند از آن حدود بالاتر برود ، اگر چه ما نمى دانيم كه اين حدود چيست و از كجا تا كجا دانش انسانى موفق به توضيح آن مى باشد و پس از آن راه دانش بسته مى شود .
اما به قول اغلب دانشمندان معاصر هيچ مجهولى حل نمى شود مگر اين كه مجهول يا مجهولاتى را در دنبال خود به بشريت عرضه مى كند .
خلاصه هر چه كه از نمود طبيعى بر كنارتر بوده باشد ، جزء مشكلات عالم است يعنى تمام براى آن انسانها كه با نمود سر و كار دارند آن حقيقت در پشت پرده محسوب خواهد شد .
مگر براى اشخاصى كه با نور خداوندى مى نگرند كه براى آنان مشكلى وجود ندارد ، زيرا - نورانيتى كه آنان به سبب تزكيهء نفس پيدا كردهاند يك زمينهء عمومى در بارهء تمام جهان هستى به دست آمده است كه مشكلى وجود ندارد .
آنان در زندگانى مانند آن فرد آگاه هستند كه وارد كارگاه بسيار با عظمتى شده و مى داند كه در ساختن و تركيب تمام اجزاء كارگاه مفروض تدبير به كار رفته و ترديدى در اين ندارد كه هدف كارگاه توليد محصول مى باشد .
تفسير ابيات پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله روزى در هنگام صباح از زيد بن حارثه پرسيد كه چگونه صبح كردى ؟ زيد در پاسخ گفت :
« يك بندهء با ايمان « پيغمبر فرمود : اگر قلب تو مانند يك باغ خرم از ايمان