تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣ - آيا كفر نسبت به خالق حكمت است ؟
كه در دنبال مقدماتى نمودار گشته است كه آن مقدمات را من ايجاد نمودهام و مقصود از مصرع دوم كه مى گويد :
« چون به ما نسبت كنى كفر آفت است » احتمال قوى مى رود كه مقصود جلال الدين از اين كه مى گويد : « كفر هم نسبت به خالق حكمت است » اين معنى باشد و با قطع نظر از اين احتمال ما معنايى ديگرى را براى امثال اين جملات نمى توانيم دريابيم .
در بيت بعدى كه مى گويد :
((١٩٩٨)) ور يكى عيبى بود با صد صفات بر مثال چوب باشد در نبات
((١٩٩٩)) در ترازو هر دو را يكسان كشند ز انكه آن هر دو چو جسم و جان خوشند
احتمال مى رود كه مضمون اين دو بيت مربوط به همان بيت باشد كه مورد بررسى ما قرار گرفته است ، بنا بر اين معناى مجموع سه بيت چنين است كه اگر چه در جهان هستى گروهى كافر وجود دارد ، يا پديدهء كفر در مقابل ايمان هم وجود دارد ، ولى در ملاحظهء ارزش مجموع اجزاء جهان هستى هر دو را يكسان مى كشند ، چنان كه هنگامى بخواهند يك درخت با طراوت را وزن كنند با چوب بىارزش آن مى كشند .
اگر مقصود جلال الدين اين معنا بوده باشد ، با تفسيرى كه در فوق براى بيت مورد بحث بيان نموديم منافاتى نخواهد داشت ، زيرا وقتى كه قبول كرديم كه اثر تمام حركات اجزاء جهان طبيعت و معلولهايى كه از علل صادر مى شود ، در عرصهء طبيعت مطابق جريانات هستى كه جلوه گاه اراده و مشيت خدايى است صورت مى گيرد ، مى توانيم اين معنا را هم تصديق نماييم كه گروهى از اين نمودها كه زير بناى آنها تباه است ، نيز در مجموع جريانات هستى موازنه و ارزيابى مى گردد ، زيرا روبناى آن كارهاى تباه مطابق قانون و ناموس الهى است .
سپس در ابيات بعدى اين اصل را به انسانهاى پاك و كالبد آنان نيز تطبيق مى كند و مى گويد : اگر چه كالبد انسانى در مقابل روح او هيچ ارزشى ندارد ، ولى هنگامى كه يك روح پاك شد ، پاكى او كالبد را هم پاك و صاف مى نمايد . (١)
(١) يك احتمال قوى وجود دارد كه معنى بيت چنين تفسير شود : انسانى كه كفر مى ورزد ، در حقيقت خود را با اختيار تباه كرده است ، ولى همين انسان تباه شده نيز در صحنهء وجود كه از آنِ خداست . مورد استفاده قرار مى گيرد مانند شناخت حقيقت و ارزش ايمان به وسيله شناخت كفر و تباهى آن ، و عبرت گيرى از كفر و اعراض آن ، همان گونه شيطان پليد پس از تمرّد و عدم سجده به حضرت آدم عليه السلام كه تباه شد ، در عرصه وجود براى اولاد آدم هم باعث عبرت گشت و هم انسانها با مبارزه با او به مقامات عالىترى رسيدند مانند غذاى پاك و مطبوع كه در جهاز هاضمه انسان تبديل به مدفوع مى گردد ولى همان مدفوع براى تقويت درختان و مزارع مفيد است . .