تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٨٨ - تفسير ابيات
آنها اگر چه از پادشاه غايباند ، ولى از لحاظ وفادارى در نزديك شاه و در حضور او هستند . اگر نيك بنگريم مقامى را كه حاضرين بارگاه حائز شدهاند به آن علت است كه به خدمت و جان فشانى مشغولند و همين خدمت و جان فشانى را اشخاصى كه در حضور او نيستند و در حدود و مرزها به سر مى برند انجام مى دهند .
روى محاسبهاى كه گفته شد كمترين پرستش در حال غيب بهتر و با ارزشتر است از صد هزار توجه در حال حضور .
اطاعت و ايمان در اين زندگانى كه در پشت پرده قرار گرفتهايم از ما پسنديده تر است و آن گاه كه مرگ فرا رسد و پرده ها برداشته شود ، ديگر سودى نخواهد داشت - زيرا كه حقايق فاش شده است و همگان بينند .
پس اكنون كه غايب و غيب و پوشش اين مزيت را دارد ، بهتر است كه ما هم دهان را ببنديم و خاموش شويم .
اى برادر از سخنگويى اجتناب كن ، بگذار خدا علم لدنى را بر تو فاش بسازد حال كه خدا بزرگترين شاهدها است بگذار حقايق درون ترا او ببيند . من چه سخنى بگويم در جايى كه خدا و فرشتگان و عالمان ربانى گواهى مى دهند كه خداى دائمى غير از او وجود ندارد .
با وجود شهادت خداى بزرگ ، فرشته كيست كه در صدد گواهى بر آيد ؟ چرا خداوند گواهى فرشتگان و دانايان را متذكر شده است ؟ به اين علت كه اشخاص ضعيف آن بينايى را ندارند كه گواهى خدا را درك كنند . همچنان كه خفاش بىنوا از آن جهت كه نمى تواند نور خورشيد را ببيند نااميد مى شود و خدا نمى خواهد بندگانش از گواهى بر واقعيات محروم بمانند ، لذا غير از خود فرشتگان و دانايان را هم گواه معرفى مى كند .
شهادت فرشتگان به خدا مانند روشنگرى ماه است كه با مراتب گوناگون از روشنايى ( روشنايى ماه يك شنبه و سه شنبه و چهار شنبه و . . . ) به وجود اشياء گواهى