تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٨٧ - تفسير ابيات
در بارهء آن شخص پايان مى يابد .
اگر چه آسمان روشن گاهى از ابر خالى ديده مى شود ، ولى بالاخره فضا جايگاه ابر است و امكان فرا رسيدن ابر و باريدن آن همواره وجود دارد چنان كه اگر زمين خالى از كشت و زرع بوده باشد با نيروى روييدن در آن وجود دارد ، » جلال الدين مى خواهد بگويد : اگر چه زمينهء اين جهان هستى پوشيده شدن و مستور ماندن است ولى براى مردان الهى احتمال برداشته شدن پرده از روى حقايق وجود دارد ، يعنى خداوند منان كه بخلى ندارد ، ممكن است لطف فرموده ، پرده بر دارد و انسان كه داراى روح ملكوتى و استعداد تماس با پشت پرده مى باشد مى تواند تماشاى پشت پرده را بپذيرد .
اگر چه ظهور حقايق خود كمال است و اين فايده را دارد كه جانهاى انسانى را از خيالات رهايى مى بخشد ، ولى ما بايستى بدانيم كه تماس با غيب در همين جهان بسته با ارزشتر است از تماس با غيبى كه پرده از رويش برداشته شود « اگر چه انكشاف حقايق در عالم غيب و با وجود حجاب يك صدم خود حقايق است « من كه گفتهام » : فارجع البصر هل ترى من فطور » چگونه جهان هستى را بشكافم و روزنهاى از آن پديد بياورم تا پشت پرده را ببينند ؟ « اين حجاب در جهان هستى براى آن است كه مردم در تاريكى تحرىها كنند و هر كسى رو به جانبى ببرد . در همين تاريكى مدتى كارها معكوس شود ، به طورى كه دزدان شحنه ( داروغه ) را به دار آويزند . مردان با عظمت بندهء بندگان خود شوند .
حكمت اساسى اين حجاب اين است كه پرستش از روى پرده و ايمان به غيب فوق العاده با ارزش است ، زيرا - با دورى از حقيقت حفظ همان حقيقت در غيب داراى اهميت مى باشد . تفاوت زيادى است ميان آن كس كه در حضور پادشاه مدح او را بسرايد و كسى كه در پشت سر او همواره در شرمندگى و تعظيم به سر ببرد . نگهبانانى كه در پيرامون قلعه در حفظ آن مى كوشند و در حالى كه دور از سلطان و سايهء سلطنت بسر مى برند ، داراى مقام بس بزرگى هستند ، آنان سر حدات و مرزها را نگهدارى مى كنند و كشور را به پولهاى كلان نمى فروشند و دشمنان را از هجوم به كشور جلوگيرى مى كنند .